( 14 ) . ظاهرا متن نسخهء الف تحريف شده است : « ورقه صغار دقاق مدورة داخلها ابيض و زهره الى الصفرة شبيه الطوق . نسخهء فارسى : و برگهاء او خورد بود بهيات و تنك كرد كرد باشد و شكوفه او بزردى زند و ميانه او سبيد باشد . »
( 15 ) . ديوسكوريد ،
bis ; III
، 131 : و زهر ابيض و الذى [ فى ] وسطه اصفر - « گلها سفيد است ، [ گلبرگهاى ] واقع در ميانه - زرد » . قس . ابن سينا ، 15 ، يادداشت 2 .
85 . اكسيوس 1
- ؟
او مىگويد 2 : اين علفى است كه از آن جارو مىسازند .
چنين توضيحى بىفايده است ، زيرا علفهاى جارو در جاهاى گوناگون متفاوت است .
( 1 ) . در ديگر منابع شناخته شده ، نوشته نشده است ؛ نسخهء فارسى حذف كرده است .
( 2 ) . قال ، معلوم نيست كى ؟
86 . اكليل الملك 1
جالينوس آن را [ به نام ] هلليسفاقوس 2 ذكر مىكند ، به سريانى كليلادملكا 3 ، به فارسى شاهبسه 4 است ، ابو معاذ شاه افسر 5 مىگويد .
الفزارى مىگويد كه [ اكليل الملك ] به سندى « سوتن » 6 ناميده مىشود . الخشكى مىگويد كه اين « اسپرك » 7 است نزد هنديان .
[ اكليل الملك ] علفى است كه روى زمين پهن و گسترده مىشود . ساقهاى دارد كه بر سرش ، همانند « آذريون » 8 چيزى همانند تاج قرار گرفته است و حتى برخىها در توضيح آن مىگويند : « آذريون همان اكليل الملك است و آن [ گياه ] دشتى است » .
ديسقوريدس آن را ماليلوطس 9 مىنامد و در كتابش در باب علفها ، اين توصيف آمده است : ساقههايش پرشمار ، چهار سطحى و سپيدفام است ، برگهايش به برگهاى درخت به مىماند اما اندكى دراز و كوچكتر با بوى دلپسند . ميوههايش روى ساقه قرار مىگيرند . اين گياه در خرابهها مىرويد .
به اين ترتيب ، اين ساقههايى است كه گلهاى . . . 10 نوكتيز ، به شكل خميده ، سفيد و زرد بين آنها قرار دارند . [ ساقهها ] به سختى مىشكنند و تو خالىاند .
( 1 ) . « تاج شاهى » -
Melilotus officinale L .
؛ سراپيون ، 21 ؛ ابو منصور ، 21 ؛ ابن سينا ،
I
؛ غافقى ، 30 ؛ ميمون ، 7 .