تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

73 . اغافت 1

اوريباسيوس از آن نام مىبرد و [ مىگويد كه ] به رومى فطريون 2 ، به سريانى عقّارادبيتبگر 3 ، نيز تريامان 4 و اغفت 5 [ ناميده مىشود ] . جالينوس دربارهء عصارهء اين [ گياه ] مىگويد : اين ايوفاطريوس 6 است و صهاربخت مىگويد هيوفاطاريقون 7 . هر دو اين [ نام‌ها ] با فطريون ارتباط دارد ؛ ايو در اول [ واژه ] گاهى هيو نوشته مىشود ؛ شايد اين نام عصاره 8 باشد ، و آخر نام‌ها در زبان آنها ممكن است هم « سين » و هم « نون » باشد . رازى دربارهء عصارهء [ اغافت ] مىگويد كه آن سياه و سخت است ، به دشوارى مىشكند و از نظر زبرى و سنگينى به تفالهء آهن 9 مىماند ، مزه‌اش تلخ است . جانشين آن به عنوان داروى تب نيم وزن 10 اسارون و نيم وزن افسنتين است . ( 1 ) . غالبا شكل غافت ديده مىشود . هرچند كه اين نام عربى به شمار مىآيد
II , Vullers )
، 597 ) ، در فرهنگ‌هاى قديمى عرب نوشته نشده است . اين گياه را معمولا با عنوان
Agrimonia Eupatoria L .
تعريف مىكنند ، سراپيون ، 91 ؛ ابو منصور ، 414 ؛ ميمون ، 403 ؛
Low , Pf .
، 33 . برخىها مىپندارند كه اين
Eupatorium cannabinum L .
است ؛ ابن سينا ، 804 ؛
I , Vullers
، 431 و
II
، 597 . ( 2 ) . نسخهء الف : قطريون ، نسخهء فارسى : فطريون كه ظاهرا تحريف يونانى است . ديوسكوريد ،
IV
، 35 ؛
I , Vullers
، 142 : اوقطاريون . ( 3 ) . نسخهء الف : عقارادبشكر ، بايد خواند عقارادبيتبگر قس .
Low , Pf
، 33 ؛ نسخهء پ : عقارادأبجر . ( 4 ) . تريامان ، قس .
I , Vullers
، 431 ؛ محيط اعظم ،
II
، 24 : تريامان . به شكل تربامان نيز ديده مىشود . ( 5 ) . اغفت . ( 6 ) . نسخهء الف : ابوفاوطريوس ، نسخهء فارسى : افاطريوس كه بايد خواند ايوفاطريوس نك . يادداشت 2 . ( 7 ) . نسخهء الف : هيوفاطاريقون ، نسخهء فارسى : هيوفاطاريون . ( 8 ) . يونانى - « بزرگ‌زاده » ، فرهنگ يونانى باستان به روسى ، 702 . ( 9 ) . خبث الحديد . ( 10 ) . ابن سينا ، 804 : « به وزن برابر » .

74 . اغالوجن 1

ديوسكوريد مىگويد : اين چوبى است كه از هند مىآورند ، سخت ، محكم و به هم فشرده و خال‌خال با بويى دلپسند است . رويه‌اش به پوست گلدوزى شدهء رنگارنگ مىماند . 2 از بخورها و دودهاست .