تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
الرسائلى از استرك هندى نام مىبرد . 2 . ديوسكوريد و پولس 3 مىگويند كه * اين از انواع ميعة است . جالينوس مىگويد 4 : « استرك مايع را به كار بر » فكر مىكنم كه اين ميعة مايع 5 است . استرك خوب از روى بوى تند شناخته مىشود . خايهء بيدستر را به عنوان جانشينش مىگيرند . ( 1 ) . يونانى ، ديوسكوريد ،
I
، 61 : صمغ درخت استرك
Styrax officinale L .
؛ سراپيون ، 370 ؛ ابو منصور ، 28 ؛ ابن سينا ، 17 ؛ ميمون ، 288 . ( 2 ) . نسخهء فارسى : رسائلى گويد اصطركا داروى هندويست . ( 3 ) . نسخهء الف : يولس ، بايد خواند بولس ، نسخهء فارسى : يونس . ( 4 ) * . در حاشيه نسخهء الف نوشته شده است . ( 5 ) . ميعة رطبة : صمغ استرك كه از
Liquidambar orientalis Mill .
تراوش مىكند ، ميمون ، 228 .

70 . اطموط 1

برخى از [ مؤلفان ] مىگويند كه اين داروى رومى است و [ برخى ديگر ] مىگويند كه اين باقلى هندى است با نقطه‌هاى سياه ، سخت مانند سنگ كه در زبان آنها اكت‌مكت [ ااتيت ] ناميده مىشود . رازى از آن [ به شكل ] اطماط 2 نام مىبرد و [ مىگويد ] كه اين داروى هندى است و نيرويش همانند نيروى بوزيدان است . ( 1 ) . تعريف اين مادهء دارويى چندان دقيق نيست . برخىها مىپندارند كه اين تخم
Caesalpinia bonducella Roxb .
است ؛ غافقى ، 102 ؛ ميمون ، 311 ؛ اما برخى ديگر آن را
Areca Catechu L .
مىخوانند ؛ ابن سينا ، 69 ؛ عيسى ، 4 20 . ( 2 ) . اطماط قس . عيسى ، 4 20 .

71 . اطرية 1

- نوعى حلوا با كسرهء همزه و با ضمّه [ تلفظ مىشود ] 2 . به رومى و سريانى اطريون 3 ، به فارسى شاه‌افروش 4 به معناى ملك الاخبصة 5 يا خبيص الملك 6 ناميده مىشود . آمدى مىگويد : زلابية 7 ، قطائف 8 و آنچه از فطير تهيه شود و رويش عسل بريزند ، اطريه است . الخليل مىگويد : اين غذايى است كه مردم شام [ سوريه ] تهيه مىكنند . همهء اين
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 244 | أبو ريحان البيروني / باقر مظفرزاده