( 2 ) . انگشت زرد يعنى همان اصابع صفر عربى .
I , Vullers
، 106 : اصابع صفر - زردچوبه .
( 3 ) . صلب المكسر ، نسخهء پ : صلب و المكسر .
( 4 ) . دستك مرعزى . واژهء دوم روشن نيست .
( 5 ) . ابن سينا ، 28 و جامع ، ابن بيطار ، ص 39 : « يك سوم » .
64 . اصابع هرمس 1
- گلهاى سورنجان
الخوز مىگويد : اين گلهاى سورنجان 2 است .
ابو معاذ مىگويد : گاهى مىگويند كه اين خود سورنجان است اما گلها درستتر است .
مردم اين گل را جغزب و جغزبه 3 مىنامند . اين نخستين گلى است كه از آغاز بهار هنگامى كه برف آب مىشود و سطح زمين را [ ترك مىكند ] ، پديد مىآيد . [ گونههاى ] سفيد ، زرد و خرمايى ، نيز وحشى و بستانى يافت مىشود .
( 1 ) . ترجمهء مستقيم يونانى - « انگشتان هرمس » ( ميمون ، 276 ) -
Colchicum autumnale L .
؛ سراپيون ، 484 ؛ ابن سينا ، 68 ؛ عيسى ، 3 54 .
( 2 ) . نك . شمارهء 576 .
( 3 ) . نسخهء الف : جغزب و جغزبه ، نسخهء فارسى : جغربه و جغرب ، در فرهنگهاى دسترس ما نوشته نشده است .
65 . اصابع الملك 1
الرسائلى از آن نام مىبرد اما هيچگونه توضيحى نمىدهد .
( 1 ) . ترجمهء مستقيم « انگشتان شاه » . برطبق محيط اعظم
I
، 166 و
I , Dozy
، 816 - اين اكليل الملك -
Melilotus officinalis L .
است ، نك . شمارهء 86 .
66 . اصابع اللصوص 1
- « انگشتان دزدان »
به هندى چورانگلى 2 [ ناميده مىشود ] . كسى را نديدهام كه اين [ گياه ] را برايم توصيف كند . تخمش را كه وتنكان 3 مىنامند ، برايم آوردهاند ، به برنج پوست نكنده مىماند . اگر آن را مدتى در دهان نگه داريم ، خيس مىشود ، مىشكند و از مغزش چيزى سفيد رنگ شبيه پنبه پهن مىشود . آن را به خوشهء برنج 4 تشبيه مىكنند . اين [ گياه ] را [ دارويى ] بسيار سودمند در مورد [ افزايش ] نيروى جنسى مىدانند .