ميوه [ برود ] به نلك سرخ مىماند ، اندكى پهن است ، از درخت آويزان مىشود ، ترش و شيرين است و گاهى با نوعى تلخى همراه است . از نظر آبدار بودن با نيشق تفاوت ندارد .
تيركاران 22 از شاخههاى اين [ درخت ] استفاده مىكنند - [ شاخهها ] به رنگ سرخاند - به اين طريق : پوست [ شاخهها ] را دورتادور 23 جدا كرده درمىآورند و به دور تير ، از نوك حدود چهار انگشت ، مىپيچند . اين كار را بنا به رسم و سنت و براى زيبايى انجام مىدهند نه براى فايدهاى .
تيركاران بخارا اين [ درخت ] را « محلب » مىنامند زيرا هسته [ ميوه ] آن با هسته [ محلب ] تفاوت ندارد كه گاهى نيز براى دود كردن 24 بهجاى آن به كار مىبرند .
نوعى نلك وجود دارد كه هنگامى كه مىرسد ، رنگ سبز آن با رنگ زرد درمىآميزد و گاهى نيز جاهايى به رنگ سرخ درمىآيد . مردم جرجان و تبرستان ، آن را سيمتلو 25 مىنامند و آن ترش و شيرين و خوشمزه است .
بهترين آلو در اين سرزمين را از بست مىآورند و آن را كرمشى 26 مىنامند . اكثر آنها جفتجفت است ، دوتادوتا به هم چسبيده است ، بسيار گوشتالو و پرآب و اندكى ترش و شيرين مزه است .
مردم اندلس آلو را عين البقر 27 مىنامند .
ابو حنيفه مىگويد : اجاص از گياهان سرزمين عربهاست . مردم سوريه گلابى را [ اجاص ] و آلو را عين البقر و مشمش 28 مىنامند .
سپس درباره « عين البقر » مىگويد : اين لقب انگور سياه است اما نه سياه قيرگون كه حبههاى درشت دارد و تقريبا شيرين نيست . اين يكى از انواع انگور در سرات است .
اين انگور را به زبان ما آنگونه مىنامند كه در ترجمه به معناى « چشمورزا » است و آن را [ نزد ما ] فقط براى سركه به كار مىبرند .
( 1 ) .
Prunus domestica L .
؛ سراپيون ، 32 ؛ ابو منصور ، 2 ؛ ابن سينا ، 39 ؛ غافقى 10 ؛ ميمون ، 13 .
( 2 ) . هوتخريج متجس ، آخرين واژه مبهم است ؛ ممكن است متجنّس باشد . نسخهء پ مىخواند :
معروف .
( 3 ) . نسخهء الف : دمسقينى يونانى ،
Low , Pf .
، 149 . نسخهء فارسى : دمسقينون .
( 4 ) . نسخهء الف : حاجىاكامى ، نسخهء فارسى : حاجااكاما ، بايد خواند حاحىاكامى - قس .
Low , III
، 164 .