تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
( 28 ) . نسخهء الف : اينجا اندكى تحريف شده است ، ترجمه از روى نسخهء فارسى و ابو حنيفه ، 49 انجام شده است .

18 . اخيروس 1

- « گندم دشتى » اين - گندم دشتى 2 است كه كشت و درو آن متداول نيست . ( 1 ) . اين ، احتمالا آوانويسى يونانى - « كاه‌ريزه ، پوست ميوه‌ها و غلات و از اين قبيل چيزهاى به‌دردنخور است » . بر بهلول ، 27 156 . طبق
Vullers
( ، 73 ) ، اخيروس همان اخينوس است و اخينوس را برخى از پژوهشگران به عنوان گل استكانى -
Echinon ) Campanula ramosissima Sibth .
جالينوس ) تعريف مىكنند . عيسى ، 11 37 . ( 2 ) . القمح البرى .

19 . آذربوية 1

اين به رومى طالون 2 است ، آن را اطروكيا 3 [ نيز ] مىگويند و ريشه‌اش را لنطفودس و لنطفوديون 4 مىنامند . به سريانى عرطنيثا 5 و ريشه‌اش عقّاراد عرطنيثاست . آن چيز كه نزد داروشناسان [ به اين نام ] معروف است ، به فارسى بلال 6 ناميده مىشود كه به شكل معرب فلار 7 درآمده است . آن را « گليم‌شوى » 8 نيز مىنامند زيرا پشم را سفيد مىكند . به همين سبب ريش‌هاى سفيد را با آن مىشويند . ابو الخير در حاشيهء كناش پولس نوشته است كه اين - ريشهء زعفران است ، اما من فكر نمىكنم كه درست گفته باشد . 9 ( 1 ) . نسخه‌هاى فارسى ، پ ، كازرونى ( 49 ب ) و
I , Vullers
، 23 ؛ در نسخه‌هاى الف و ب به صورت تصحيف شده « آذريونه » . منابع بارها آذريون را با آذربويه اشتباه مىكنند ( نك . به عنوان مثال ، ميمون ، 55 ) ، به همين جهت كازرونى ( 49 ب ) به ويژه تأكيد مىكند : « من مىگويم : اين دارو [ يعنى آذربويه ] غير از « آذريون » است كه به فارسى « آذرگون » ناميده مىشود » ؛ نك . شمارهء 20 . آذربويه .
Leontice leontopetalum L
است ، ابو منصور ، 42 ؛ عيسى ، 1075 ؛
I , Low
، 289 . ديگر نام‌هاى روسى را نك . اننكوف ، 190 . ( 2 ) . طالون - يونانى .
Low , Pf
، 304 . ( 3 ) . اطروكيا ( ؟ ) . ( 4 ) . ليطفورس و ايضا ليطفورين ، نسخه فارسى : ليطوفورس ، ليطوقورن ، بايد خواند لنطفودس ، لنطفودين - يونانى . ديوسكوريد ،
III
، 91 ؛
I , Low
، 289 ؛ شكل نيز
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 195 | أبو ريحان البيروني / باقر مظفرزاده