[ مىپرستيم ] . نه ما به سخن دهرى مذهبان معتقديم كه اشياء ، آغازى ندارند و دائمى هستند و نه به سخن دوگانه پرستان كه نور و ظلمت را مدبر امور مىدانند ؛ نه به سخن مشركان عرب كه گويند : بتهاى ما ، خدايان هستند . ما چيزى را با تو شريك نمىدانيم و جز تو ، خدايى را نمىخوانيم ؛ آن سان كه آن گروه كفار معتقدند و بسان يهود و نصارا نمىگوييم كه تو فرزندى دارى . تو از اين گونه پندارها ، بسى بلند مرتبهتر هستى . » « 1 »
[ 1 / 521 ] طبرسى در مجمع ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چنين روايت كرده است : « خداى تعالى با فاتحة الكتاب بر من منّت نهاد . . .
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
خالص ساختن عبادت است و
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
بهترين چيزى است كه بندگان با آن ، حوائج خود را درخواست كردند . » « 2 »
[ 1 / 522 ] عياشى از حسن بن محمد جمّال از يكى از اصحاب ما روايت كرده است كه امام صادق عليه السلام با مردى قدرى مذهب ، نزد عبد الملك بن مروان بودند . مرد قدرى به امام صادق عليه السلام گفت : « هر چه مىخواهى بپرس . » حضرت به او فرمود :
« سورهء حمد را بخوان . » وى شروع به خواندن سورهء حمد كرد تا به اين آيه رسيد :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
. امام عليه السلام به او فرمود : « وقف كن . از چه كسى يارى مىجويى ؟ چه نيازى به كمك خواهى دارى ؛ اگر امر به تو واگذار شده است !
« فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ »
« 3 » ( پس آن كه كفر ورزيده بود ، مبهوت ماند . خداوند قوم ستم كار را هدايت نمىكند . ) « 4 »
هامش
( 1 ) . نور الثقلين ، ج 1 ، ص 20 ؛ احتجاج ، ج 1 ، ص 25 ؛ كنز الدقائق ، ج 1 ، ص 63 و 64 ؛ بحار الانوار ، ج 9 ، ص 266 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 72 ؛ بحار الانوار ، ج 82 ، ص 21 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) 258 .
( 4 ) . عياشى ، ج 1 ، ص 37 ؛ بحار الانوار ، ج 89 ، ص 239 و 240 و ج 5 ، ص 55 و 56 .