سر تعظيم خدا ، زيبا بنويسد ، خداوند او را ببخشايد . » « 1 »
[ 1 / 388 ] ابن ابى داوود سجستانى از وكيع از على بن مبارك از ابى حُكَيمه عبدى روايت كرده است كه او گفت : « من مصحفها را در كوفه مىنوشتم . على عليه السلام از كنار ما مىگذشت ، پس مىايستاد و نگاه مىكرد و از خط ما خوشش مىآمد و مىگفت :
اين چنين ، نورانى كنيد آنچه را خداوند نورانى ساخته است . »
[ 1 / 389 ] همچنين از وى نقل شده است كه على عليه السلام فرمود : « قلمت را جلا بده . » « 2 » پس من آن را تراشيدم ، آن گاه نگارش را آغاز كردم و حضرت ايستاده بود ، پس فرمود : « آن را نورانى كن ؛ آن سان كه خداوند آن را نورانى ساخت . » « 3 »
[ 1 / 390 ] اين است مفهوم سخن حضرت كه « خط ، نشانه است ، پس هر چه آشكارتر باشد ، زيباتر است . » « 4 »
[ 1 / 391 ] ابو عبيد قاسم بن سلام با سند خود به عبد اللَّه بن سليمان عبدى از ابى حكيمه عبدى چنين روايت كرده است : « من مصحفها را مىنوشتم . روزى در حال نگارش مصحف ، على عليه السلام از كنار من گذشت ، پس ايستاد و به نوشتهء من نگريست ، آن گاه فرمود : " قلم خود را اصلاح كن . " « 5 » من تكهاى از قلم خود را جهت اصلاح شكستم ، سپس شروع به نوشتن كردم . حضرت فرمود : " آرى ، اين چنين آن را نورانى كن ؛ چنان كه خدا آن را نورانى ساخت . " » « 6 »
[ 1 / 392 ] از عوانة بن حكم نقل شده است كه على عليه السلام به كاتب خود فرمود : « قسمت تراشيده شدهء قلم خود را بلند و درشت قرار ده و نوك قلم را به طرف
هامش
( 1 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 27 ؛ ذكر اخبار اصفهان ، ج 2 ، ص 313 .
( 2 ) . حضرت مىفرمايد : « اجْلُ قلمك » كه از ريشهء جلاء به معناى وضوح و ظهور مىباشد . گفته مىشود : « جلاالأمرَ جلاءً » ؛ يعنى آن را واضح و آشكار ساخت و « جلا السيف » ؛ يعنى شمشير را صيقل داد .
( 3 ) . مصاحف ، ص 130 و 131 .
( 4 ) . كنز العمّال ، ج 10 ، ص 312 .
( 5 ) . حضرت مىفرمايد : « أجلِل قلمك » . إجلال به معناى بر طرف ساختن عيب و كنايه از نگارش صحيح و بدون عيب و نقص است .
( 6 ) . فضائل القرآن ، ص 243 و 244 .