ألا ضربت تلك الفتاة هجينها * ألا قضب " الرحمان " ربّى يمينها « 1 »
سلامة بن جندل طهوى نيز گفته است :
عجلتم علينا عُجَيْلتنا عليكم * و ما يشأ " الرحمان " يعقد و يطلق « 2 » » « 3 »
[ 1 / 376 ] ابو داوود نيز در مراسيل خود ، از سعيد بن جبير نقل كرده است : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مكه ،
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
را بلند مىخواند ؛ در حالى كه اهل مكه ، مسيلمه را رحمان مىخواندند . آنان گفتند : محمد به خداى يمامه فرا مىخواند ، پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمان داد آن را آهسته بخوانند و خود ايشان تا زمان رحلت ، آن را بلند نخواند . » « 4 »
[ 1 / 377 ] ابن ابى شيبه از ابن عباس نقل كرده : « بلند خواندنِ
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
قرائت باديه نشينان است ! » « 5 »
[ 1 / 378 ] ابن ابى شيبه از ابراهيم [ نخعى ] روايت كرده است : « اگر امام جماعت
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
را بلند بخواند ، بدعت گذاشته است . » « 6 »
همچنين روايت ابو جعفر نحاس در معانى القرآن و ابن جرير طبرى در تفسير ، به نقل از عطاء خراسانى ، سخنى غريب است . وى مىگويد كه در آغاز ، « الرحمان » بود ، پس چون [ مسيلمه كذّاب ] « الرحمان » را از نام خداى تعالى برگرفت ، « الرحمان الرحيم » شد . « 7 »
هامش
( 1 ) . « هان كه آن دختر ، اسب خود را - اسبى كه از طرف پدر ، اصيل و از طرف مادر ، غير اصيل بود - زد . هان كه خداى رحمان ، پروردگار من ، بركت خود را قطع كرد . »
( 2 ) . « شما بر ما شتافتيد ؛ آن سان كه ما به سوى شما شتافتيم ؛ در حالى كه آنچه را خداى رحمان بخواهد بسته مىشود يا گشايش يافته ، رها مىگردد . »
( 3 ) . طبرى ، ج 1 ، ص 87 و 88 .
( 4 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 29 ؛ مراسيل ، ص 89 .
( 5 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 29 ؛ المصنّف ، ج 1 ، ص 448 ؛ كنز العمّال ، ج 8 ، ص 119 ؛ مجمع الزوائد ، ج 2 ، ص 108 .
( 6 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 29 و 30 ؛ المصنّف ، ج 1 ، ص 448 .
( 7 ) . بنگريد به : معانى القرآن ، ج 1 ، ص 53 و 54 ؛ طبرى ، ج 1 ، ص 87 .