ثابت گرديد كه ألَه به معناى عَبَدَ و إلاهة مصدر آن است . » « 1 »
ابن عطية به پيروى از ابن جرير ، گويد : « بسيارى از اهل علم بر اين باورند كه اللَّه از " أله الرجل " به معناى " عبد " مشتق شده و " تألّه " به معناى عبادت گزاردن است .
سخن رؤبة بن عجّاج نيز از اين باب است . . . نيز سخن خداى تعالى : " و يذرك و إلاهتك " ؛ بنابر اين قرائت . ابن عباس و ديگرى « 2 » [ در تفسير آن ] گفتهاند : " و عبادتك " .
[ علما ] گفتهاند : اسم اللَّه مشتق از همين فعل مىباشد ؛ زيرا او كسى است كه همهء آفريدگان او را مىپرستند . نقّاش اين مطلب را در آغاز سورهء آل عمران حكايت كرده است .
بنابراين واژهء إلاه بر وزن فِعال از همين ريشه مىباشد . » « 3 »
بى ترديد ، لغت [ و مباحث مربوط به زبان ] ، توقيفى است و اجتهاد نظرى را بر نمىتابد ؛ بنابراين از آن جا كه « ألَه » به معناى « عَبَد » از عرب شنيده نشده و طبرى - كه يك لغت شناس آگاه است - خود ، بدان اذعان كرده است « 4 » ، چه جايى براى استدلال باقى مىماند ؟ واژهاى كه در لغت عربِ نخستين ، شاهدى ندارد .
استناد به شعر رؤبه نيز - كه دستاويز آنان قرار گرفته - مخدوش است ؛ زيرا ثابت نشده كه مقصود وى از تألّه ، تنسّك ، به معناى عبادت است ، بلكه به نظر مىرسد كه مراد وى ، فرو رفتن و نفوذ در عمق الوهيّت پروردگار متعال و خضوع در برابر ساحت قدس او باشد كه لازمهاش ، تعبّد به عملى مخلصانه است ؛ بنابراين تعبّد ، لازمهء آن است ، نه خود آن و تفسير به لازم ، شايع و فراوان مىباشد .
همچنين تفسير « إلا هتك » به عبادت ، در گفتار منسوب به ابن عباس و مجاهد - اگر صحيح باشد - نوعى تفسير به لازم است ؛ زيرا در حقيقت ، معنا چنين است : « تو را و الوهيّت ادعايى تو را رها كند . » فرعون مىگفت :
« أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى »
« 5 » ؛ يعنى
هامش
( 1 ) . طبرى ، ج 1 ، ص 82 و 83 .
( 2 ) . مقصودش مجاهد است .
( 3 ) . المحرّر الوجيز ، ج 1 ، ص 63 .
( 4 ) . اين مطلب در سخن خليل نيز گذشت ؛ او كه پدر ادبيات عرب و ريشه دار در زبان عرب است .
( 5 ) . نازعات ( 79 ) 24 .