[ 1 / 323 ] ابن ابى حاتم از ضحّاك از ابن عباس چنين روايت كرده است : « رحيم :
مهربان و همدم كسى كه دوست دارد به او ترحم كند ؛ و بسيار دور نسبت به كسى كه مىخواهد وى را سخت عذاب كند . » « 1 »
[ 1 / 324 ] همو با سند خود به ابى الاشهب از حسن روايت كرده : « رحمان ، نامى است كه مردم نمىتوانند به خود نسبت دهند ، بلكه صرفاً خداى تعالى بدان ناميده مىشود . » « 2 »
[ 1 / 325 ] طبرى از حسن روايت كرده كه رحمان ، نامى ممنوع است « 3 » ؛ يعنى اطلاق آن بر غير خداى تعالى روا نيست ؛ چرا كه دلالت آن بر گسترهء فراگير رحمت خداى تعالى ، موجب مىگردد توصيف غير خداوند به آن جايز نباشد .
در لسان العرب از حسن نقل شده : « رحمان نامى ممنوع است و غير خدا به آن ناميده نمىشود ، ولى گاه گفته مىشود : مردى رحيم . » « 4 »
[ 1 / 326 ] بيهقى از ابن عباس روايت كرده است : « رحمان به معناى " رفيق " و رحيم به معناى " مهربان بر خلق خود از طريق روزى دادن " مىباشد . رحمان و رحيم ، دو نام " رقيق " « 5 » هستند كه يكى از ديگرى رقيقتر است . » « 6 »
[ 1 / 327 ] ابن ابى حاتم از خالد بن صفوان تميمى دربارهء « الرحمان الرحيم » روايت كرده : « آنها دو نام " رقيق " هستند و يكى از ديگرى رقيقتر است . » « 7 »
[ 1 / 328 ] ابو على فارسى گويد : « رحمان ، نامى عام براى همهء انواع رحمت است كه اين نام ويژهء خداى تعالى مىباشد . رحيم نيز ويژهء مؤمنان است . » « 8 »
از ابىعُبَيْده چنيننقل شده است : « رحمان : داراى رحمت ، رحيم : او رحمتگر است . تكرار اين دو واژه گونهاى تأكيد است ؛ چنان كه مىگويند : ندمان و نديم . » « 9 »
هامش
( 1 ) . ابن ابى حاتم ، ج 1 ، ص 26 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . طبرى ، ج 1 ، ص 89 ؛ الدرّ ، ج 1 ، ص 24 .
( 4 ) . لسان العرب ، ج 12 ، ص 231 .
( 5 ) . [ توضيح مفهوم رقيق خواهد آمد . ]
( 6 ) . الأسماء و الصفات ، ج 1 ، ص 51 .
( 7 ) . ابن ابى حاتم ، ج 1 ، ص 28 .
( 8 ) . قرطبى ، ج 1 ، ص 105 .
( 9 ) . التبيان ، ج 1 ، ص 30 .