همين گونه روايت كرده است ؛ « 1 » بنابراين جايى براى آن تكلّفها در تفسير روايتى بىاساس باقى نمىماند .
علامه مجلسى تأويل حديث را براساس گفتههاى شارحان ياد مىكند و در اين باب ، مطالبى نزديك به اين نقل قول استادش ، مولى رفيع نقل مىكند : « گفته شده كه سؤال ، صرفاً دربارهء مفهوم اسم و ملاك آن است . امام عليه السلام نيز پاسخ مىدهد كه استيلاى بر همه چيز ، ملاك معبود بودن حقيقى براى همهء اشياء است . » علامه در ادامه ، مىگويد : « گويا از حديث چيزى افتاده است ؛ زيرا روايت از كتاب برقى گرفته شده و او در المحاسن ، با همين سند ، از قاسم از جدّش ، حسن از ابو الحسن موسى كاظم عليه السلام روايت كرده است كه از حضرت دربارهء معناى آيهء
« عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
« 2 » پرسيده شد . حضرت فرمود : " بر هر خرد و كلان ، مستولى است . " طبرسى نيز در احتجاج ، همين گونه روايت كرده است .
بنابراين نيازى به اين تكلّفها نيست ؛ زيرا بيشتر مفسران ، استواء را به معناى استيلاء تفسير كردهاند . ما در چندين بخش از كتاب هايمان ، ثابت كردهايم كه عرش بر همهء آفريدگان خداى سبحان اطلاق مىشود كه اين نيز يكى از معانى آن است ؛ چرا كه وجود و علم و قدرت او در همه چيز آشكار مىباشد . »
ايشان مىگويد : « اين [ اشتباه در نقل و روايت ] از كلينى عجيب است [ ؛ چرا كه او نهايت دقت و توجه را به كار مىبرد ] و شايد اشتباه از نسّاخ بوده است . » « 3 »
* * * ابوجعفر طبرى بر اين باور است كه إله ، به معنى مَألوه ؛ يعنى معبود و از ريشهء « أله » به معناى « عبد » مىباشد ؛ آن سان كه فيروزآبادى در قاموس ياد كرده است . وى گويد :
« تأويل " اللَّه " در سخن خدا ، همان معنايى است كه از عبد اللَّه بن عباس براى ما روايت شده است : او كسى است كه همه چيز ، او را إله مىدانند و هر
هامش
( 1 ) . بنگريد به : احتجاج ، ج 2 ، ص 157 ، به روايت حسن بن راشد .
( 2 ) . طه ( 20 ) 5 .
( 3 ) . مرآة العقول ، ج 2 ، ص 39 و 40 .