نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ »
« 1 » ؛ « و چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [ نيز ] آنان را دچار خودفراموشى كرد . » [ با مراجعه به اين آيه ، مراد از حايل شدن خداوند مشخص مىشود ؛ ] چرا كه بر اساس اين آيه ، جدايى افكندن - كه بدان تهديد شدهاند - همان خودفراموشى بر اثر پندناپذيرى از اندرزهاى خداوند عزيز حكيم است .
پوشيده نيست كه سياق خود آيه نيز با اين معنا سازگارتر است ؛ زيرا چنان كه اشاره شد ، سياق آيه ، سياق تهديد مىباشد . در كتاب خود ، التمهيد فى علوم القرآن ، دربارهء اين آيه به تفصيل سخن گفتهايم . « 2 »
نمونههاى اين نوع سياق ، بسيار است و استاد علامه طباطبايى در تفسير ، همين شيوه را پيموده است .
خداوند متعال مىفرمايد :
« أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
« 3 » ؛ « آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده را از آب پديد آورديم ؟ »
چند ديدگاه دربارهء اين به هم پيوستگى و جدايى وجود دارد .
نخست آن كه :
[ م / 74 ] آن دو به هم پيوسته بودند و خداوند آنها را با هوا ، از يك ديگر جدا كرد . اين سخن به ابن عباس ، ضحاك ، قتاده و حسن نسبت داده شده است .
دوم اين كه :
[ م / 75 ] آسمان يك طبقهء به هم پيوسته بود و خدا آن را از هم شكافت و به صورت هفت آسمان قرار داد . زمين نيز يك طبقه داشت و خداوند آن را هفت زمين
هامش
( 1 ) . حشر ( 59 ) 19 .
( 2 ) . بنگريد به : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 3 ، ص 211 - 226 .
( 3 ) . انبياء ( 21 ) 30 .