تفسير يك آيه ، به آيهاى هم سياقِ آن استناد شود .
امام بدر الدين زركشى مىگويد : « بهترين شيوهء تفسير ، اين است كه قرآن با قرآن تفسير شود ؛ چرا كه آنچه در جايى به اجمال ذكر شده ، تفصيل آن در جايى ديگر آمده و آنچه در جايگاهى به اختصار ياد گرديده ، در جايگاه ديگر گسترده شده است . » « 1 »
استاد علامه طباطبايى مىگويد : « شيوهء پسنديده در تفسير قرآن ، آن است كه قرآن را با قرآن تفسير كنيم و معناى آيه را با تدبرى كه قرآن ، خود ، بدان فراخوانده است ، از نظاير آن آيه برگيريم . . . چنان كه خداى تعالى فرمود :
« وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ »
« 2 » و دور است كه قرآن روشنگر هر چيز باشد ، اما بيان كنندهء خود نباشد . » « 3 »
به همين جهت نخستين مفسران و در پى آنان ، ديگر مفسران بر اين شيوه بودند كه معانى قرآن را از خود قرآن جستجو كنند و تا مىشود ، برخى از آيات را با كمك برخى ديگر ، به سخن درآورند و پس از آن ، از سنت و اقوال پيشينيان و ديگر منابع تفسير كمك بگيرند .
براى نمونه آيهء
« وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ »
« 4 » تهديدى است براى كسانى كه از اندرزهاى دين پند نپذيرند و هنگامى كه خدا و رسول آنان را به چيزى فرا خوانند كه بدانها حيات بخشد ، آن را پاسخ ندهند . در اين باره مىپرسند : اين جدايى افكندن ( حيلوله ) كه بدان تهديد شدهاند ، چيست و چگونه خداوند بين شخص و قلب او حايل مىگردد ؟
براى پاسخ ، كافى است كه به آيهاى هم سياق آن بازگرديم :
« وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ
هامش
( 1 ) . البرهان ، ج 2 ، ص 175 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) 89 : « و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است ، بر تو نازل كرديم . »
( 3 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 9 .
( 4 ) . انفال ( 8 ) 24 : « بدانيد كه خدا بين شخص و دلش حايل مىشود . »