گشود و آنها را پس از به هم پيوستگىشان ، به صورت هفت آسمان قرار داد . » « 1 »
آيهاى همسياق با آيهء ياد شده « 2 » ، به همين معنا اشاره مىكند :
« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ . فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ »
« 3 » ؛ « سپس آهنگ [ آفرينش ] آسمان كرد ؛ در حالى كه [ به صورت ] بخارى بود ؛ پس به آن و زمين فرمود : " خواه يا ناخواه بياييد . " آن دو گفتند : " فرمانپذير آمديم . " آن گاه آنها را [ به صورت ] هفت آسمان تمام كرد . »
« دخان » - كه مادهء اوليهء آفرينش آسمانها و زمين است - هستهء اصلى بود و آسمانهاى بلند ، از آن نشأت گرفت و در عرصهء وجود نمايان شد . جملهء
« فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ »
دلالت مىكند بر اين كه مادهء آنها پيش از پديد آمدنشان ، موجود بوده است ، آن گاه خداوند شكلهاى متمايزى به آنها بخشيد . سخن خداى در سورهء نازعات نيز بر اين مطلب دلالت مىكند :
« رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها »
« 4 » ؛ « سقف آن را برافراشت و آن را [ به اندازهء معين ] درست كرد . » خداوند با برافراشتن سقف آسمان ، آن را نظام بخشيد ؛ كنايه از گسترش و كشش اطراف آن تا شكل خاص خود را بيابد .
نظريهء پيدايش موجودات از يك اصل و شكافته شدن پس از به هم پيوستگى ، نظريهاى كهن است كه تورات نيز در اصل تكوين ، آن را ياد كرده است . امام فخر رازى در تفسير آيهء
« أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . »
« 5 » مىگويد : « يهوديان ، مسيحيان و مشركانِ پيرامون آنان ، از اين مطلب آگاهى داشتند ؛ چرا كه در تورات چنين آمده است : " همانا خداى تعالى جوهرى آفريد ، آن گاه با نگاه هيبت بدان نگريست و تبديل به آب شد . در مرحلهء بعد ، آسمانها و زمين را از آب آفريد و بين آنها را برشكافت . " » « 6 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 191 ، خطبهء 211 .
( 2 ) . [ انبياء ( 21 ) 30 . ]
( 3 ) . فصّلت ( 41 ) 11 و 12 .
( 4 ) . نازعات ( 79 ) 28 .
( 5 ) . انبياء ( 21 ) 30 .
( 6 ) . التفسير الكبير ، ج 22 ، ص 162 . نسخههاى كنونى تورات ، اين عبارت را ندارد ؛ كه شايد در روند تحريف آن - كه پيوسته وجود داشته و دارد - از بين رفته است .