تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
مثل شهادت عاقله به جرح شهود جنايت خطأ ، و شهادت وكيل و وصىّ به جرح شهود بر موكِّل و موصى . و ممكن است صحت شهادت وصىّ به حقّى براى وارث ميت ، اگر چه صغير و مولَّى عليه او باشد ، به جهت اين كه اين شهادت ، تضييق دائره وصايت ميت و توسعه دائره ولايت بر صغير است و به منزله تبديل طرف ولايت است ، نه احداث ولايت محضاً ؛ و در شهادت براى وارث كبير تضييق دائره است از دو جهت و مانعى از قبول شهادت نيست . و صحت شهادت در اولى ، مورد مكاتبه صفّار است . اگر چه رجوع شهادت براى صغير به دعوى زيرا مدّعى ، ولىّ صغير است كه همان شاهد است مانع از قبول شهادت است ؛ و لذا جمع بين مكاتبه و عموم « البينة على المدعى » مورد تأمل است ( در خصوص شهادت براى صغير بر ميت كه مذكور در اين است يا بر غير ميّت ، بخلاف شهادت براى كبير بر ميت يا بر غير ميت كه از توسعه ولايت خارجند و ايضاً مذكورند ، و در مكاتبه ديگر او توسعهء ولايت است با مدعى بودن غير شاهد از سائر ورثه و اثبات يمين بر مدعى در آن ، و موافقت مشهور با مستفاد از آنها ، قابل منع است ) مگر آن كه اوصياء متعدد باشند و يكى از آنها مدعى و ديگرى شاهد باشد ؛ لكن حمل روايت بر خصوص اين صورت ، خالى از اشكال نيست . بلى اين مطلب در وكيل خالى از وجه نيست در صورت تعدّد وكلاء شخص و ادّعاى بعضى و شهادت بعض ديگر يا وكيل غير مباشر دعوى و يا غير وكيل در دعوى يا اعم از آن ، كه خالى است شهادت در اين فروض از رجوع به دعوى . و همچنين اگر وصى بر ثلث ، شهادت بدهد براى ورثه به خارج از ثلث ، به سبب تعيّن ثلث در غير يا زيادتى مشهودٌ به بر ثلث بر هر تقدير .

اتحاد دفع ضرر با جلب نفع

و همچنين مثل جرّ نفع به شهادت است ، دفع ضرر به سبب آن ، مثل شهادت يكى از عاقله به جرح شهود جنايت ، و شهادت وصى يا وكيل به جرح شهود مدّعى بر