موصى يا موكَّل ؛ اما شهادت براى مورِّث شاهد كه مشرف به موت است به سبب جراحت يا مرض ديگر پس مانعى از قبول آن نيست ، چون فعلًا منتفع ، مورِّث است .
عداوت دينى يا دنيوى
2 - قبول مىشود شهادت صاحب عداوت دينيه مثل شهادت مسلم بر كافر ؛ و اما عداوت دنيويه اگر متضمن فسق باشد مطلقاً مردود است شهادت فاسق ؛ و اگر متضمن فسق نباشد مثل اختلافات عاديه بين خوبان از مؤمنين ؛ پس شهادت بر عليه عدوّ مردود است به سبب تهمت ، و براى او و براى غير او مقبول است به جهت عدم فسق و عدم تهمت .
اگر معادات از طرفين نباشد بلكه از يك طرف باشد مخصوص است منع از قبول شهادت به صاحب عداوت مانعه به نحو متقدم .
قذف شاهد توسط مشهود عليه
اگر قذف نمود مشهودٌ عليه ، شاهد را ، قبل از شهادت ، يا ايذاء نمود ، تا از او ظاهر شود چيزى كه مانع از قبول شهادت است و معلوم نشد از شاهد چيزى موجب عداوت او ، ممنوع نيست شهادت او براى اين سبب .
شهادت رفقا بر قاطع طريق
قبول نمىشود شهادت بعض رفقاء بر قاطع طريق براى بعض ديگر ، به سبب تهمت حاصله به عداوت ظاهره عامه بين رفقاء و قاطع طريق بر آنها .
و اگر در شهادت واحدة ، در بعض متعلق آن تهمت بود و در بعضى نبود ، تبعيض در قبول شهادت و عدم آن متّجه است .
عدم مانعيت نسب از قبول شهادت
3 - نسب اگر چه قريب باشد مانع از قبول شهادت نيست ، مثل شهادت والد براى ولد و بر او ، و ولد براى والد و والدة ، و برادر براى برادر و بر او . و در قبول شهادت ولد بر والد به حقى يا مالى خلاف است ، و مشهور عدم قبول است ، و اشبه به مستفاد از آيهء شريفه و أخبار واصله و رجحان حق الله بر حق غير مطلقاً با موافقت مرتضى و