تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاهيم يجب أن تصحح ( وهابيت بازنگرى از درون ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

قصه عتبى در توسل

ابن كثير مىگويد : گروهى از جمله : شيخ ابومنصور صباغ ، حكايت مشهورى را از عتبى نقل كرده‌اند كه گفته است : كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بودم كه عرب بيابانى آمد و گفت : السلام عليك يا رسول اللَّه ، شنيده‌ام كه خداوند مىگويد :
« وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً » ؛
« 1 » و اكنون با استغفار از گناهان به‌سويت آمده‌ام و تو را نزد پروردگارم شفيع قرار داده‌ام ، سپس اين اشعار را خواند :
يا خير من دفنت بالقاع أعظمه * فطاب من طيبهن القاع والأكم نفسي الفداء لقبر أنت ساكنه * فيه العفاف وفيه الجود والكرم « 2 »
پس از رفتن اعرابى ، خواب بر من غلبه كرد و در خواب
هامش
( 1 ) نساء : 64 ؛ اگر آنها كه بر خويش ستم كردند ، نزد تو آمده و به درگاه‌خدا استغفار كرده و رسول نيز برايشان استغفار نمايد ؛ البته خداوند را توبه‌پذير و مهربان مىيابند . ( 2 ) مقريزى ، من احاديث الشيعه والسنة وسيرتهم . . . ، ج 14 ، ص 615 ؛ اىبهترين كسىكه پيكرش در اين‌زمين جاىگرفت‌و از عطر آن پستى و بلندى اين ديار معطّر شد ؛ جانم به فداى قبرى كه تو در آن سكنى گزيده‌اى ، قبرى كه عفاف وجود و كرم را در خود جاى داده است .