حضرت در دست ابوبكر قرار گرفت و بعد از او در دست عمر و بعد در دست عثمان بود تا اينكه در چاه « اريس » افتاد ، نقش اين انگشترى « محمد رسول اللَّه » بود .
اين چاه امروزه به چاه خاتم - يعنى خاتم رسول خدا كه در زمان خلافت عثمان در آن افتاده - معروف است و عثمان سه روز نهايت تلاش را بهكار برد تا آن را بيرون آورد ، ولى موفق نشد . « 1 »
حفظ وسيلهء جنگى كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بوده توسط خلفاى راشدين
امام « بخارى » با سندى كه به زبير مىرسد ، چنين مىگويد : روز بدر با « عبيدة بن سعيد بن عاصى » روبهرو شدم و او سرتا پا غرق سلاح و زره بود و جز چشمانش ديده نمىشد ، كنيه او « اباذات الكرش » بود و فرياد زد : من ابوذات الكرش هستم و با نيزه حمله كرد ، من ضربهاى به چشمش زدم و جان داد . هشام مىگويد من خبر يافتم كه عروه گفته است پيامبر آن وسيلهء جنگى را خواست و زبير آن را به حضرت داد . وقتى رسول خدا وفات يافت ، زبير آن را پس گرفت ، پس از مدتى « ابوبكر » آن را خواست و « زبير » به او داد پس از وفات « ابوبكر » ، « عمر » آن را
هامش
( 1 ) المغانم المطالبة في معالم طابة ، فيروزآبادى ، ص 26 .