به همين جهت است كه وقتى از « ابن عقيل حنبلى » در مورد برترى كعبه يا حجرهء پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال مىكنند مىگويد : اگر مجرد حجره را درنظر بگيريم كعبه افضل است و اگر مقصود از حجره جايى است كه رسول خدا در آن قرار دارد به خدا قسم كه عرش و حاملان آن و بهشت عدن و همهء افلاك با آن برابرى نمىكنند ؛ زيرا در حجره جسدى است كه اگر با دو عالم سنجيده شود از آنها برتر است . « 1 »
اين همان مقصود از قبر و برترى آن و زيارت و بار سفر بستن به قصد آن است . از همين روست كه علما گفتهاند :
سزاوار نيست كه گفته شود ، قبر را زيارت كردم ؛ بلكه بايد گفت پيامبر صلى الله عليه و آله را زيارت نمودم و اين همان چيزى است كه علما در تفسير سخن امام مالك بيان كردهاند كه گفته بود :
خوش ندارم كه فردى بگويد قبر پيامبر صلى الله عليه و آله را زيارت كرديم چرا كه او كسى را زيارت كرده كه صداى او را مىشنود ، او را مىبيند ، احساسش مىكند ، او را شناخته و به او پاسخ مىگويد . بنابراين مسأله ، مسألهء قبر نيست ، بلكه بالاتر ، بزرگتر و بلندمرتبهتر از آن است كه از دريچهء قبر بودن به آن نگريسته شود و اگر به آن قبر بهتنهايى - بدون نظر به صاحب آن - نگريسته شود مىبينيم ارواح پاكى كه آن را
هامش
( 1 ) . همينگونه در بدائعالفوائد ابن قيم آمده است .