مىبينيمكه چنين فردى مىگويد : بار سفر به قبر پيامبر بستن جايز نيست و دعا نزد قبر حضرت جايز نيست و حتى لجاجت او را بدانجا مىرساند كه مىگويد : دعا كنار قبر حضرت شرك يا كفر است و روى نمودن به قبر بدعت و گمراهى است و زياده ايستادن در كنار قبر و رفت و آمد بهسوى قبر شرك و بدعت است و يا اينكه معتقد است هركس بگويد : قبر حضرت برترينبقعهء زميناست با وجود اينكه كعبه در زمين است ، اين فرد مشرك و گمراه است .
اين گونه نسبت كفر و گمراهى دادن با افراطگرى و عمل كردن بدون بصيرت و تعقل ، مخالف سيرهء سلف صالح رضواناللَّه عليهم مىباشد .
ولى ما وقتى از قبر يا زيارت قبر يا برترى قبر يا بار سفر بستن به قبر حضرت يا خواندن خداوند و مسألت از او دربرابر قبر سخن مىگوييم مقصودمان ، ساكن قبر و يارانش هستند و در اين امر هيچ دونفرى با هم منازعه ندارند و اختلافى بر سر آن نيست ؛ چراكه او سيد مرسلين و غيرمرسلين و بهترين خلائق ؛ يعنى رسول اعظم و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىباشد . و قبر بدون وجود حضرت چه ارزشى دارد ، بلكه مسجد بدون حضرت و شهر مدينه بدون ايشان بلكه ارزش همهء مسلمانان بدون وجود ايشان چيست ؟ كه همهء مسلمانان اگر رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و ايمان به او و محبت او و اقرار به شهادتى كه بدون شهادت به او صحيح نيست ، اگر همهء اينها نبود ، مسلمانان نبودند و قوام و پيروزى و نجات آنها مطرح نبود .
مفاهيم يجب أن تصحح ( وهابيت بازنگرى از درون ) ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: محمد بن علوي المالكي
ص١٥٠