كتاب سكنى
« سكنى » حاصل و صحيح مىشود با عقد مشتمل بر ايجاب و قبول اگر چه فعلى باشند ، و با قبض با اذن مالك .
و فائدهء آن تسلط بر استيفاى منفعت است بر سبيل مجانيّت ، با بقاى ملك عين براى مالك آن .
و اظهر توقف صحّت سكنى است بر قبض مذكور ؛ و آن كه تسلط مذكور ، بدون آن منتفى است .
و اظهر عدم اعتبار نيّت قربت در غير فعليّت ثواب است .
و در لزوم فى الجمله براى سكنى يا جواز آن مطلقاً حتى اگر انشاى ايجاب و قبول به لفظ باشد ، تأمل است .
نسبت سكنى به رُقبى و عُمرى
و سكنى نسبت به هر يك از رُقبى و عُمرى عموم من وجه دارد ؛ پس اگر به لفظ « اسكان » عقد شد و مقرون به عمر يا مدت معينه نبود ، سكنى است و عمرى و رقبى نيست ؛ و اگر بود عمرى يا رقبى است . و اگر متعلق به مسكن نبود و يا انشاء به لفظ اعمار يا ارقاب شد ، پس مقرون به عمر يا مدت معينه شد ، سكنى نيست بلكه عمرى يا رقبى است . و همچنين متعلق به مسكن اگر مقرون به عمر يا مدت بود و انشاء به غير « اسكان » شد . و اگر انشاء به « اسكان » بود جامع است بين سكنى و يكى از عمرى و رقبى در صورت