113 -
و آن حضرت فرمود : ثروتى سودمندتر از عقل ، و تنهايىاى ترسناكتر از خودپسندى ، و عقلى چون تدبير ، و بزرگوارىاى مانند تقوا ، و همنشينى چون حسن خلق ، و ميراثى مانند ادب ، و رهبرى چون توفيق ، و تجارتى مثل عمل صالح ، و سودى مانند ثواب ، و پارسايىاى چون باز ايستادن در شبهه ، و زهدى مانند نخواستن حرام ، و دانشى همانند انديشه ، و عبادتى چون اداى واجبات ، و ايمانى مانند حيا و شكيبايى ، و حسبى چون فروتنى ، و شرفى مثل دانش ، و عزّتى چون بردبارى ، و پشتيبانىاى استوارتر از مشاورت نيست .
114 -
و آن حضرت فرمود : چون صلاح و نيكى بر مردم زمان غالب گردد اگر كسى به كسى كه از او رسوايىاى ظاهر نشده گمان بد برد قطعا ستم نموده . و اگر بر مردم زمان فساد غالب شود و كسى به كسى گمان خوب برد خود را گول زده .
115 -
از حضرت سؤال شد : خود را چگونه مىيابى ؟ فرمود :
چگونه است حال كسى كه به بقايش فانى ، و به سلامتش بيمار مىشود ، و از محلى كه در امان نيست مرگش فرا مىرسد ؟ !
116 -
و آن حضرت فرمود : چهبسا كسى كه با احسانى كه به او شود غافلگير گردد ، و با پردهاى كه بر گناهش افتد فريفته شود ، و با ستايشى كه از او شود فريب خورد . خداوند احدى را به مانند مهلتى كه به او داده آزمايش نكرده است .
117 -
و آن حضرت فرمود : دو نفر در رابطه با من هلاك شدند : عاشق غلوّ كننده ، و دشمن متجاوز از حد .
118 -
و آن حضرت فرمود : تباه نمودن فرصت ، اندوه است .
119 -
و آن حضرت فرمود : مثل دنيا همچون مار است ، كه سودن آن نرم ، و درونش سمّ كشنده است . گول خوردهء نادان به آن ميل كند ، و خردمند عاقل از آن حذر نمايد .
120 -
در رابطه با قريش از حضرت سؤال شد فرمود : اما بنى مخزوم گل خوشبوى قريشند ، گفتار مردانشان ، و ازدواج با زنانشان را دوست داريم . اما فرزندان عبد شمس