74 -
و آن حضرت فرمود : نفس كشيدن انسان گام برداشتن او به سوى مرگ است .
75 -
و آن حضرت فرمود : هر شمرده شدهاى تمام شدنى ، و هر انتظار كشيدهاى رسيدنى است .
76 -
و آن حضرت فرمود : زمانى كه امور مشتبه شود ، پايان آنها به اوّلشان سنجيده شود .
77 -
از خبر ضرار پسر ضمرهء ضبابى است وقتى بر معاويه وارد شد و معاويه در رابطه با امير المؤمنين عليه السّلام از او پرسيد ، ضرار گفت : شهادت مىدهم كه او را در بعضى از مواقف ديدم به وقتى كه شب پردههاى خود را فرو افكنده بود ، و او در محرابش به عبادت ايستاده ، و محاسنش را به دست گرفته و چون شخص مار گزيده به خود مىپيچيد . و مانند انسان غمگين گريه مىكرد و مىگفت :
اى دنيا ، اى دنيا ، از من دورى گزين ، خود را به من عرضه مىكنى ؟ ! يا آرزومندم شدهاى ؟ ! زمان وصالت نزديك مباد ، هرگز ! غير مرا فريب ده ، كه مرا به تو نيازى نيست ، تو را سه طلاقه كردهام كه آن را بازگشتى نيست . زندگيت كوتاه ، بزرگيت اندك ، و مرادت كوچك است . آه از كمى زاد ، و درازى راه ، و دورى سفر ، و عظمت قيامت !
78 -
از سخنان آن حضرت است در پاسخ مردى از اهل شام زمانى كه پرسيد : آيا رفتن ما به سوى شام به قضاء و قدر الهى بود ؟ پس از گفتارى طولانى كه اين برگزيدهاى از آن است :
واى بر تو ! شايد قضاء لازم و قدر حتم را گمان بردهاى ؟ ! اگر اين گونه بود هر آينه پاداش و عقاب باطل ، و بشارت و تهديد ساقط مىشد .
خداوند سبحان بندگانش را بر اساس اختيار آنان امر فرموده ، و محض ترساندن نهى نموده ، آسان را به آنان تكليف كرده ، و سخت را تكليف نكرده ، به اندك عمل عطاى بسيار عنايت كرده ، از اين باب كه مغلوب خلق است نافرمانى نشده ، و خلق فرمانش را بردهاند نه از جهت اينكه مجبورشان كرده ، ارسال انبياء بازيچه نيست ، و كتب آسمانى را براى بندگان به بيهودگى نفرستاده ، و آسمانها و زمين و آنچه بين آنهاست را بر وجه باطل نيافريده ، « اين گمان مردمى است كه كافر شدند ، پس واى بر كافران از عذاب دوزخ » .