تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦

39 -

و آن حضرت فرمود : با انجام مستحبات در حالى كه به واجبات زيان رساند تقرّبى به حق نيست .

40 -

و آن حضرت فرمود : زبان عاقل در پس قلب او ، و دل نادان پشت زبان اوست . اين قطعه از معانى شگفت و شريف است . منظور اين است كه عاقل در هر سخنى جز با مشورت دل و صلاحديد فكر وارد نمىشود ، ولى احمق سخن گفتن و ريخت و پاش زبانش پيش از رجوع به انديشه و تأمّل و تدبّر است . بنا بر اين چنان است كه زبان عاقل پيرو قلب او ، و قلب احمق تابع زبان اوست .

41 -

اين معنا به لفظى ديگر از حضرت روايت شده و آن اين كه : دل احمق در دهان او ، و زبان خردمند در قلب اوست . و معناى هر دو جمله يكى است .

42 -

و آن حضرت به يكى از يارانش به وقتى كه بيمار شده بود ، فرمود : خداوند آنچه را از بيمارى به تو رسيده سبب سقوط گناهانت قرار داد ، زيرا در بيمارى اجرى نيست ، ولى گناهان را همچون ريختن برگها از درخت از صفحهء پرونده مىريزد . پاداش در گفتار به زبان ، و عمل به دست و پاست . خداوند سبحان محض صدق نيّت و شايستگى باطن ، هر كدام از بندگانش را بخواهد وارد بهشت مىكند . مؤلف گويد : اينكه امام فرموده « بيمارى را از جانب خدا پاداش نيست » صحيح است ، چه اينكه بيمارى از جمله امورى است كه آن را عوض است نه مزد ، زيرا استحقاق عوض در برابر دردها و بيماريها و امثال اينهاست كه از جانب خدا به عبد مىرسد ، و اجر پاداش در برابر كارى است كه عبد انجام مىدهد و مستحق آنها مىگردد ، روى اين حساب بين عوض و پاداش فرق است كه امام آن فرق را با علم نافذ و رأى صائب و درست خود بيان نموده .

43 -

و آن حضرت دربارهء خبّاب بن ارت فرمود : خداوند خبّاب بن ارت را رحمت كند ، از روى رغبت اسلام آورد ، و به خاطر اطاعت از حق هجرت نمود ، و به آنچه او را كافى بود ، قناعت ورزيد ، و از خداوند خشنود بود ، و جهادگر در راه حق زيست .

44 -

و آن حضرت فرمود : خوشا به حال كسى كه به ياد معاد بود ، و براى حساب كار كرد ، و به آنچه او را كفايت مىنمود قناعت ورزيد ، و با خشنودى از خدا زيست .

45 -

و آن حضرت فرمود : اگر با اين شمشير بر بن بينى مؤمن زنم كه با من دشمنى ورزد و دشمنى نخواهد كرد . و اگر تمام جهان را در كام منافق ريزم كه مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت .