عدالت را چهار شعبه است : فهم درست ، غواصى دانش ، داورى روشن ، استوارى در بردبارى .
آن كه درست فهميد اعماق دانش را دريافت . كسى كه اعماق دانش را دريافت از آبشخور احكام شريعت سيراب بازگشت . و هر كه بردبارى ورزيد در كارش كوتاهى نكرد ، و در ميان مردم به ستودگى و نيكى زندگى نمود . جهاد را چهار شعبه است : امر به معروف ، نهى از منكر ، صداقت در مواضع حق ، دشمنى با بدكاران .
آن كه به امر به معروف برخاست مردم مؤمن را توانا نمود . و هر كه نهى از منكر كرد بينى منافقان را به خاك ذلّت رساند . و آن كه صدق در مواضع حق را رعايت نمود به وظيفهاش عمل كرد . و هر كس با بدكاران دشمنى كرد و براى خدا خشم گرفت خداوند به خاطر او خشم گيرد و او را در قيامت خشنود سازد .
31 -
كفر بر چهار پايه است : كنجكاوى ناصواب ، زد و خورد با مردم ، انحراف از حق ، و دشمنى . آن كه كنجكاوى ناصواب كرد به حق باز نگشت . و آن كه از پى جهالت به زد و خورد با مردم برخاست پيوسته از ديدن حق كور شد . و آن كه از حق منحرف گشت خوبى را بدى و بدى را خوبى ديده و دچار مستى گمراهى شد . و آن كه دشمنى نمود راههايش دشوار ، و كارش سخت ، و راه نجاتش تنگ گشت .
شك بر چهار پايه است : جدال ، ترس ، دودلى ، و خود باختن . آن كه جدال را شيوهء خود كرد شب گمراهيش صبح هدايت نشد . و هر كه را ترساند آنچه پيش رو داشت عقبگرد نمود . و هر كس ملازم دودلى گشت گامهاى شيطان پايمالش كرد . و آن كه به هلاكت دنيا و آخرت تن داد در هر دو جهان نابود شد .
پس از اين سخن گفتارى بود كه آن را از ترس طولانى شدن و بيرون رفتن از روشى كه قصد ما در اين كتاب است واگذاشتيم .