تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
از اين رو دنيا و آخرتت را به باد دادى ، در صورتى كه اگر به دامن حق مىآويختى آنچه را مىخواستى مىيافتى . اگر خداوند مرا بر تو و پسر ابو سفيان تسلّط دهد جزاى آنچه انجام داديد به شما خواهم داد ، و اگر مرا از پاى نشانديد و خود برقرار مانديد آنچه از عذاب الهى پيش روى شماست براى شما بدتر است . و السّلام .

40 - از نامه‌هاى آن حضرت است به يكى از كارگزارانش

اما بعد ، انجام خبر كارى به وسيلهء تو به من رسيده كه اگر انجام داده باشى پروردگارت را به خشم آورده ، و امام خويش را نافرمانى نموده ، و در امانت خيانت كرده‌اى . به من خبر رسيده كه محصولات زمين را برده ، و آنچه زير دو پايت بوده برگرفته ، و هر چه از بيت‌المال در اختيار داشتى خورده‌اى . حسابت را پيش من فرست ، و معلومت باد كه حسابرسى خداوند از حسابرسى مردم بزرگتر است . و السّلام .

41 - از نامه‌هاى آن حضرت است به يكى از كارگزارانش

اما بعد ، من تو را در امانتم ( حكومت ) شريك خود نمودم ، و نسبت به خويش از همه نزديكتر قرار دادم ، هيچ يك از خاندانم ، براى موافقت و مدد كردن به من و رساندن امانت به سويم در نظر من مطمئن‌تر از تو نبود . چون ديدى زمانه بر پسر عمويت سخت شد ، و دشمن بر او كينه ورزيد ، و امانت مردم تباه شد ، و اين امّت به فتنه دچار و به خونريزى دلير و پراكنده و بىپناه شدند . پيمانت را با پسر عمويت دگرگون نمودى ، و همراه جداشدگان از او جدا شدى ، و با آنان كه دست از ياريش برداشتند همراه گشتى ، و با خيانت كنندگان به او خيانت نمودى ! نه با پسر عمويت همراهى نمودى ، نه امانت را ادا كردى . گويا تلاشت براى خدا نبود ، و انگار از جانب پروردگارت حجّتى نداشتى ، و مثل اينكه در مقام بودى تا اين امّت را به خاطر اموالشان فريب دهى ، و قصد داشتى غافلگيرشان كرده و بيت‌المال آنان را غارت كنى .