208 - از خطبههاى آن حضرت است در قدرت خداوند و خلقت زمين
از آثار اقتدار عظمتش ، و شگفتى لطائف آفرينشش ، اينكه زمين خشك را از آب درياى عميق و متراكم كه امواج در هم شكننده است به وجود آورد .
سپس از آن آب طبقاتى آفريد ، آنگاه هفت آسمان را بعد از آنكه به هم پيوسته بود از آن باز كرد ، آسمانها به فرمان او خود را نگاه داشتند و بر اندازهاى كه براى آنها مقرّر فرموده بود برپا شدند ، و زمينى را كه آب روان سبز رنگ آن را حمل مىكند و درياى مسخّر شده آن را برمىدارد استوار و پا بر جا نمود ، دريايى كه در برابر امرش خاكسار و در مقابل هيبتش تسليم ، و جريانش از خشيت او متوقف است . تخته سنگهاى عظيم ، و تپههاى بلند و كوههاى زمين را آفريد ، و آنها را در جاى خود ثابت نمود ، و در قرارگاهشان مستقر كرد . قلّهء كوهها در فضا بالا رفت ، و ريشهء آنها در آب قرار گرفت .
كوهها را از زمينهاى هموار برافراشت ، و پايههاى آن را در پشت اطراف زمين و مراكزى كه برقرارند فرو برد ، قلّهها را بالا برد ، و بلنديهاى آن را طولانى نمود ، و كوهها را ستون زمين ساخت ، و چون ميخهايى بر آن كوبيد ، پس زمين متحرك ساكن شد از اينكه ساكنانش را به اضطراب اندازد ، يا بار گرانش را در خود فرو برد ، يا از جاى خود منحرف شود . منزه است خداوندى كه زمين را پس از موج زدن آبهايش نگاه داشت ، و آن را پس از رطوبت اطرافش خشك نمود ، و آن را براى خلق خود بستر آرام ، و فرش گسترده قرار داد ، آن هم روى درياى عميق ساكنى كه بىجريان است ، و ايستاده و بىحركت مىباشد ، كه بادهاى سخت آن را زير و رو و اين سو و آن سو مىكند ، و ابرهاى پر باران آن را به جنبش مىآورد ، « همانا در اين آثار براى اهل خشيت عبرت و پند است » .
209 - از خطبههاى آن حضرت است در تحريك ياران خود به جهاد با شاميان
الهى هر يك از بندگانت كه گفتار ما را شنيد ، گفتارى كه بر پايهء عدل است نه ستم ، و بر اساس اصلاح است نه فساد در دين و دنيا .