بدانيد در صورتى كه پايهء دين خود را حفظ نموده باشيد از دست دادن متاع دنيا به شما زيانى وارد نكند . و بدانيد در صورت تباه كردن دين آنچه از دنيا حفظ كردهايد به شما سودى ندهد .
خداوند دلهاى ما و شما را متوجّه حق كند ، و شكيبايى را به ما و شما ارزانى دارد .
171 - از سخنان آن حضرت است دربارهء طلحة بن عبيد اللّه
تا بودهام به جنگ تهديد نشده ، و از شمشير ترسانده نمىشدهام ، من به آنچه پروردگارم از نصرت من وعده داده اعتماد دارم .
به خدا قسم به خونخواهى عثمان با سعى و تلاش شتاب نورزيده جز اينكه مىترسد خون عثمان را از او مطالبه كنند ، زيرا به اين مسأله متّهم است ، و در ميان مردم كسى به كشتن عثمان حريصتر از او نبود ، او با اين لشگركشى مىخواست مردم را به اشتباه اندازد تا واقعيت به صورت ديگر جلوه كند و در برنامه شك به وجود آيد .
به خدا سوگند در امر عثمان بايد يكى از سه كار را انجام مىداد كه نداد :
اگر پسر عفّان چنان كه او مىپنداشت ستمگر بود مىبايد قاتلان او را يارى مىداد ، و يارانش را مىراند . و اگر مظلوم بود مىبايست از كشته شدنش مانع مىشد ، و نسبت به كارهايش عذر موجه اقامه مىكرد . و چنانچه در ظالم بودن يا مظلوم بودنش ترديد داشت مىبايست از او كناره گرفته به گوشهاى مىخزيد و مردم را به او وا مىنهاد .
ولى او هيچ يك از اين سه كار را نكرد ، و دست به كارى زد كه راهش شناخته نيست ، و عذرهايى كه نسبت به آن اقامه مىكند ناسالم است .
172 - از خطبههاى آن حضرت است در پند و اندرز ، و بيان نزديكى خود به پيامبر
اى بىخبران كه از شما بىخبر نيستند ، و اى تاركان عهد حق كه از شما به طاعت عهد گرفته شده ، چه شده كه شما را روى گردان از خدا ، و روى آورده به غير او مىبينم ؟ ! به چهار پايانى مىمانيد كه چوپان آنها را به چراگاه و با خيز ، و آبشخور دردانگيز برده . علفچرانى هستيد كه براى بردن به قصاب خانه علفش مىدهند ، زمانى كه با او خوبى مىكنند نمىداند از اين خوبى كردن به او چه هدفى دارند ، روزش را روزگار ، و سير شدنش را زندگى مىپندارد .