تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
و عسل‌هاى پاك و شراب صافى در قصرهاى پاك بهشت به گردش مىآورند تا هر كه بخواهد بهره‌مند گردد . بهشتيان مردمى هستند كه كرامت الهى به دنبال هم به آنان مىرسد تا گاهى كه در خانهء جاودانى فرود آيند ، و از رنج نقل و انتقال سفرها ايمن شوند . اى شنونده اگر دل به آنچه كه در بهشت از اين مناظر شگفت‌انگيز به تو روى مىآورد مشغول كنى روحت به تماشاى آن از شوق برآيد ، و الان از اين مجلس من براى هر چه زودتر رسيدن به آنها به همسايگى اهل قبور خواهى رفت . خداوند به رحمت خويش ما و شما را از آن كسانى قرار دهد كه از عمق دل و جان براى رسيدن به منازل نيكوكاران سعى و تلاش مىنمايند .

تفسير لغات نامأنوس اين خطبه :

گفتار آن حضرت « يؤرّ بملاقحه » كلمهء « ارّ » كنايه از نزديكى است ، عرب گويد : « ارّ الرجل المرأة يؤرّها » آنگاه كه مرد با زن نزديكى كند . و « كأنّه قلع دارىّ عنجه نوتيّه » « قلع » بادبان كشتى است ، و « دارىّ » منسوب به دارين شهرى است در ساحل دريا كه از آنجا عطر مىآورند . « عنجه » يعنى آن را باز گرداند ، گفته مىشود : « عنجت الناقة - كنصرت - اعنجها عنجا » وقتى كه سر شتر را برگردانى . و « نوتىّ » به معنى كشتيبان است . و « ضفّتى جفونه » دو طرف پلك ديدهء طاووس را منظور فرموده . لغت ضفّتان به معنى هر دو جانب است . و فرمايش حضرت « فلذ الزبرجد » فلّذ جمع فلذة به معناى قطعه و تكه است . « كبائس » جمع كباسه به معنى خوشه است . « عساليج » به معنى شاخه‌هاست ، و مفردش « عسلوج » است .

163 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در امر به الفت ، و وصف بنى اميّه و ياران خويش

كوچكترين شما بايد به بزرگتران اقتدا كنند ، و بزرگترهاى شما بايد به كوچكترها مهربان باشند . همچون ستمكاران دورهء جاهليت نباشيد كه نه دنبال فهم دين بودند ، و نه براى شناخت خداوند تعقّل مىكردند ، داستان مردم جاهليت چون تخمى است كه در محل تخم گذارى شترمرغان پيدا شود ، شكستنش گناه است ، و وانهادنش باعث بيرون آمدن جوجهء زيان رسان ( زيرا ممكن است تخم مار سياه باشد ) .

از اين خطبه است ( دربارهء بنى اميّه ) :

مسلمانان پس از اتفاق از هم جدا شدند ، و از اصلشان پراكنده گشتند . گروهى از آنان ( كه بر حق بودند ) به شاخه‌اى دست آويختند كه شاخه به هر كجا متمايل شد آنها هم متمايل شدند .