حميد بن قحبه نوشته ، ولى احتياط نموده قحطبه را به عنوان نسخه بدل آن يادداشت كرده ، و عبد ربّه را صلاح ديده عبد اللّه نوشته ، و زحر بن قيس را كه حاء بى نقطه است ، در هر كجاى كتاب بوده ، به جيم نوشته ، و امّ سلمه را غلط دانسته ، و تا در امكانش بودهام ام السلمه كرده ، الى غير ذلك ، غرضم از ذكر اين مطلب در اينجا دو چيز بود :
يكى آنكه تصرفاتى كه اين شخص به سليقهء خود كرده ، آن را كمال دانسته ، و خلافش را نقص فرض كرده ، درحالىكه آن چيزى كه او كمال دانسته باعث نقصان شده است ، بنابراين از اينجا قياس كنيم به چيزهايى كه ما از روى جهل و نادانى در دعاها داخل مىكنيم ، يا به سليقهء ناقص خود بعض تصرفات مىنماييم ، و آن را كمال فرض مىكنيم بدانيم كه همان چيزها نزد اهلش سبب نقصان ، و بىاعتبارى آن دعاها ، يا زيارت خواهد بود ، پس شايسته است ، كه ما به هيچ وجه در اين باب مداخله نكنيم ، و هرچه دستور العمل دادند ، به همان رفتار كرده و از آن تخطّى نكنيم ، و ديگر غرضم آن بود كه معلوم گردد هرگاه نسخهاى كه مؤلفش زنده ، و حاضر ، و نگهبان او باشد ، با آن اين گونه رفتار كنند ، پس با ساير نسخهها چه كردند ، و به كتابهاى چاپى ديگر چه اعتماد است ؟ مگر كتابى كه از مصنّفات مشهور علماى معروف باشد ، و به نظر ثقهاى از علماى آن فن رسيده ، و امضا فرموده باشد . در حال ثقهء جليل ، فقيه پيشين در اصحاب ائمه عليهم السّلام يونس بن عبد الرحمن روايت شده است كه كتابى در اعمال شبانهروز نوشته بود ، جناب ابو هاشم جعفرى آن كتاب را به نظر مبارك حضرت عسگرى رساند ، حضرت تمام آن را مطالعه و به دقت بررسى نمود ، پس از آن فرمود : هذا دينى و دين ابائى كلّه و هو الحقّ كلّه اين دين من و دين پدران من است ، و تمامش حق مىباشد ، ملاحظ كن كه ابو هاشم جعفرى ، با آنكه بر كثرت علم و فقاهت و جلالت و ديانت جناب يونس مطلّع بوده ، در عمل كردن به كتاب او اكتفا نكرده ، تا آنكه آن را به نظر مبارك امام خود رسانيد . و نيز روايت شده از به ورق شنجانى هراتى كه مردى معروف به صدق و صلاح و ورع بوده ، در سامره خدمت امام حسن عسگرى عليه السّلام رسيد ، و كتاب « يوم و ليله » شيخ جليل القدر فضل بن شاذان نيشابورى را به آن حضرت داد و گفت : فدايت شوم ، مىخواهم در اين كتاب نظر فرمايى ، و ورق ورق آن را ملاحظه كنى ، حضرت فرمود :
هذا صحيح ينبغى ان تعمل به اين كتاب صحيح است و شايسته است به آن عمل كنى الى غير ذلك . و اين احقر با اين
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 673
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦٧٣