تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
خدا را سپاس كه مرا به پاكى ولادت اختصاص داد ، و مرا از باب كرامت ، به دوستى نيكان و سفيران پاك و بهترين نشانه‌هاى حق برگزيد ، خدايا كوششم را به درگاهت ، و زارىام را به پيشگاهت بپذير ، و گناهانم را كه بر تو پوشيده نيست بيامبرز ، كه تويى خداى فرمانروا و آمرزش پيشه . مؤلّف گويد : چون به هنگام ديدن بارگاه نورانى ، حال نشاط و شوقى به زائر دست مىدهد ، بطورىكه ميل دارد در آن وقت ، تمام توجّه خود را به آن حضرت متوّجه كند و به هر زبان و بيانى كه بتواند ، مدح و ثناى آن بزرگوار را بگويد ، به خصوص اگر زائر از اهل علم و كمال باشد ، علاقه دارد ، اگر شعر بليغى در نظر داشته باشد ، در چنان حالى زبانش به آن شعر گويا شود ، به اين سبب ، به خاطرم رسيد كه قسمتى از قصيدهء « هاييه » ازريّه را ، كه مناسب اين مقام است ذكر نمايم ، تا هر كه خواست آن را زمزمه كند ، اميد واثق كه سلامى از جانب صاحب اين كارنامهء سياه به صاحب بارگاه روشن و سپيد نمايد ، و از دعاى خير فراموشم نفرمايد و اشعار اين است :
اى سوار تندور مهلت بده * به دلهايى كه در سوزشان زيرورو شوند اگر سرزمنى نجف نمايان شد خضوع كن * و كفش را بيرون دروازه شهرش بيرون آور چون ديده‌ات به گنبد عالم * اعلى افتاد ، كه انوار پروردگارش پوشاند پس فروتنى كن كه آنجا خانهء قدس است * كه افلاك بوسيدن خاكش را آرزو كنند به او بگو درحالىكه اشكها چون عقيق سرخ ريزان است * و درون به آتش فروزانش مىسوزد اى پسر عمّ پيامبر تو دست خدايى * كه نم سخايش همه‌چيز را فرا گرفته