تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
تويى قرآن قديم و صفات تو * آيه‌هاى آن است كه وحى كرد خدا تو را به افتخارات گوناگونى اختصاص داد * كه آنها مانند اعداد بىپايان است اى كاش ديده‌اى كه در غير گلستان تو بچرد * پر از خاشاك گردد و خاشاك در آن بماند تو پس از پيامبر بهترين خلايقى * و آسمان بهتر چيزى كه در آن است مهروماه است براى تو ذاتى چون ذات پيامبر است و اگر نبود * تو را به برادرى خود نمىگرفت هر دو از پستان وصال شير نوشيده‌ايد * كه غذاى آن از گوهر تجلّى بود اى برادر پيامبر نزد من گناهانى است * كه چون چشم خاشاكدار است و تو جلاى آنى تو را در نردبان شأن و شرافت * مقاماتى است كه از پايين‌ترين آن نتوان بالا رفت تو را جانى است كه از معدن لطف ريخته شده * خدا تمام جانها را فداى آن گرداند
چون به دروازهء نجف برسى بگو : خدا را سپاس كه ما را به اين‌جايگاه راهنمايى كرد ، و نمىتوانستيم به آن راه يابيم اگر خدا راهنماييمان نمىكرد ، خداى را سپاس كه مرا در شهرهاى خود حركت داد ، و بر مركبهايش سوار نمود ، و دور را برايم نزديك ساخت ، و محذور را از من برگرداند ، و ناخوشايند را از من دور كرد ، تا مرا در حرم برادر رسولش ( درود خدا بر او و خاندانش ) وارد نمود . پس داخل شهر شو ، و بگو :