تويى قرآن قديم و صفات تو * آيههاى آن است كه وحى كرد
خدا تو را به افتخارات گوناگونى اختصاص داد * كه آنها مانند اعداد بىپايان است
اى كاش ديدهاى كه در غير گلستان تو بچرد * پر از خاشاك گردد و خاشاك در آن بماند
تو پس از پيامبر بهترين خلايقى * و آسمان بهتر چيزى كه در آن است مهروماه است
براى تو ذاتى چون ذات پيامبر است و اگر نبود * تو را به برادرى خود نمىگرفت
هر دو از پستان وصال شير نوشيدهايد * كه غذاى آن از گوهر تجلّى بود
اى برادر پيامبر نزد من گناهانى است * كه چون چشم خاشاكدار است و تو جلاى آنى
تو را در نردبان شأن و شرافت * مقاماتى است كه از پايينترين آن نتوان بالا رفت
تو را جانى است كه از معدن لطف ريخته شده * خدا تمام جانها را فداى آن گرداند
چون به دروازهء نجف برسى بگو : خدا را سپاس كه ما را به اينجايگاه راهنمايى كرد ، و نمىتوانستيم به آن راه يابيم اگر خدا راهنماييمان نمىكرد ، خداى را سپاس كه مرا در شهرهاى خود حركت داد ، و بر مركبهايش سوار نمود ، و دور را برايم نزديك ساخت ، و محذور را از من برگرداند ، و ناخوشايند را از من دور كرد ، تا مرا در حرم برادر رسولش ( درود خدا بر او و خاندانش ) وارد نمود . پس داخل شهر شو ، و بگو :