كوتاه است عمرم ، و چه گستاخم بر نافرمانى كسىكه مرا آفريد ؟ پروردگارا ، چه نيكوست آزمايشت پيش من ، و آشكار است نعمتهايت بر من ، نعمتهايت بر من زياد شد ، نمىدانم آنها را شماره كنم ، و در آنچه سزاوار احسانم كردى سپاسم كم شد ، به نعمتها راه فساد پيش گرفتم ، و خود را در معرض انتقام قرار دادم ، از ذكر غافل شدم پس از دانايى به مركب نادانى سوار گشتم ، از عدالت به سوى ستم گذشتم ، و از نيكى به گناه تجاوز كردم ، و از ترس از عاقبت و اندوه بر خود به دنياى لهو و بازى بازگشتم ، پس چه كوچك است خوبى هايم ، و كم است در برابر كثرت گناهانم ، و چه بزرگ است آنها در كنار كوچكى خلقتم ، و سستى بنيادم ؟ پروردگارا چه دراز است آرزويم ، در برابر كوتاهى عمر ، و چه كوتاه است عمرم در برابر دورى آرزويم ، و چه زشت است باطنم در برابر ظاهرم ؟ پروردگارا حجّتى ندارم اگر احتجاج كنم ، و عذر قابل قبولى برايم نيست ، اگر عذرخواهى كنم ، و سپاسى نزد من نيست اگر آزمايش شوم يا مورد احسان قرار گيرم ، اگر بر سپاس آنچه به من احسان كردى يارىام ندهى ، پروردگارم فرداى قيامت چه سبك است ميزان كارهايم اگر ان را سنگين نكنى ، و چه لغزان است زبانم ، اگر استوارش ننمايى ، و چه سياه است رويم اگر سپيدش نكنى ، پروردگارا چه كنم با گناهانم كه از من سر زده و پايههاى هستىام در برابر آنها درهم شكسته ، چگونه شهوات دنيا را طلب مىكنم ، و بر محروميتم از انها مىگريم ، درحالىكه نمىگريم و شديد نمىشود حسرتهايم بر عصيان و تقصير ؟ پروردگارا داعيان دنيا و دعوتم كردند ، با شتاب اجابت نمودم ، و به ميل و رغبت به آن دل بستم ، داعيان آخرت دعوتم نمودند ، از آن باز ماندم ماه از پاسخ دادن و شتاب به سوى
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 1056
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٠٥٦