تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
بر روى آنها راه برود . به نظر مىرسد كه اين فرورفتگىها همگى شبيه به هم بوده‌اند و شكل دو كف پا نمىباشد . به ويژه آن كه بسيار كوچك‌تر از كف پاى حضرت رسول صلى الله عليه و آله به نظر مىرسد . در هر صورت نمىتوان اين ادعاها و گفته‌ها را چندان صحيح و درست پنداشت . در كنار اين جاى پاها ، اثر پاى ديگرى قرار دارد كه گفته مىشود از آن « ادريس عليه السلام » مىباشد . در كنار صخرهء ياد شده - از سوى غربى و در مجاورت نرده چوبى - صندوقى از نقره قرار دارد كه در درون آن قطعه سنگى ديده مىشود كه روى آن اثر پايى است كه باز آن را هم به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت مىدهند همچنين در آن جا تعدادى تار مو قرار دارد كه گفته مىشود از ريش مبارك حضرت مىباشند . مردم گمان مىبرند كه اين صخره در هوا معلق و آويزان بوده ، در صورتى كه ديوارهاى ساخته شده در زير آن بدين علت است كه مردم را به گمراهى نيندازد . گمان مىبرم كه اين گفته ريشه‌اى از يهوديان داشته باشد ؛ گو اين كه وضعيت قرار گرفتن سنگ آن چنان است كه هر بيننده‌اى در آغاز اين گونه تصورى مىنمايد . اين صخره ، در نقطهء مركزى خود ، اتصالى به زمين ندارد ، بلكه در سمت شمال غربى آن به زمين فضاى حرم تكيه كرده است . بدين جهت اين صخره در مسافتى بين شصت تا هفتاد متر از رأس آن تا قاعده آن ، به سوى آسمان كشيده شده است . آن چنان كه هر بيننده‌اى تصور مىنمايد كه اين پايه‌هاى بلند در اطراف صخره بدين جهت رسيدن به رأس آن كه جايگاهى براى قربانى كردن بوده است ، بنا گرديده باشد . « قبة الصخره » داراى چهار در مىباشد : نخست درى در شمال آن ، ديگرى در جنوب ، سومى در شرق و چهارمى در غرب . اولين در آن ، به نام « باب الجنه » مىباشد . در ضلع‌هايى كه در ندارند ، پنجره‌هايى وسيعى نصب گرديده است . اين پنجره‌ها به وسيلهء شيشه‌هاى رنگين بسيار زيبايى آذين گرديده كه در نوع خود بىنظير است . به ويژه آن كه قرار گرفتن اين شيشه‌هاى رنگى در كنار هم آن چنان با زيبايى و مهارت صورت گرفته است ، به طورى كه انعكاس نور آنها بر ديوارهاى درونى اين فضا ، به خصوص در زمانى كه در آن بسته باشد ، منظرهء بسيار زيبا و دلبريايى را به
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 462 | انصارى / محمد لبيب البتنوني