جنس گرانيت سياه مىباشد و در اطراف آن نردهاى چوبين و به شكل مربع قرار دارد كه طول آن از شرق به غرب ، 70 / 17 متر و عرض آن ، 5 / 13 متر و ارتفاع آن در حدود دو متر مىباشد . در گوشههاى اين نرده ، محرابهايى به سوى قبله قرار داشته كه يكى از آنها « محراب ابراهيم » ، ديگرى به « محراب داود » و ديگرى به « محراب على عليه السلام » نامگذارى شده است ؛ ليكن تسميهء اخير را نمىدانم چرا قرار دادهاند زيرا شنيده نشده است كه حضرت على عليه السلام به بيت المقدس آمده باشند .
اين صخره داراى كشيدگى خاصى است كه همانند زبان به سوى قبله و كمى متمايل به شرق است . در اين باره اقوال فراوانى به ميان آمده است : از آن جمله اين كه اين سنگ در شب معراج به رسول خدا صلى الله عليه و آله سلام كرده است ! در زير اين زبان ، شكاف كوچكى قرار دارد كه به وسيلهء پانزده پله باريك ، به انتهاى آن راه دارد . اين غار داراى چهار متر طول و سه متر عرض مىباشد و ديوارهايى كه در اطراف آن بنا گرديده به شكل مربع مىباشد كه در سقف اين غار فضايى وجود دارد كه به پشت صخره راه دارد . اين مكان ، جايگاه تقديم قربانىهاى حضرت ابراهيم عليه السلام و جانشينان وى ، به درگاه خداوند به شمار مىآمده است و به همين علت ، اين صخره مقدس گرديده است . در برابر فضاى ياد شده و در كف زمين غار ، چاهى قرار داشته است كه هم اكنون به وسيلهء سنگفرش پوشيده شده است .
اين چاه به نام « جُبّ الارواح » يا « چاه ارواح » مىباشد . مردم حكايت و داستانهاى فراوانى را درباره اين چاه مىگويند كه بيشتر به خرافات نزديك مىباشد .
شايد علت نامگذارى آن به جهت فرو ريخته شدن خون قربانىها در آن بوده و نيز ممكن است مردم پيشينيان هداياى گران بهاى خود را كه به اين صخره هديه مىكردهاند در آن مىانداختهاند . همانند چاهى كه بيش از اين بدين منظور در درون كعبه قرار داشته است . بر پشت صخره از سوى شرق ، آثار دوازده جاى قدم ديده مىشود . مسيحيان قرون وسطى ، آن را به حضرت عيسى عليه السلام نسبت مىدادند و هنگامى كه مسلمانان بر بيت المقدس چيره گرديدند اين آثار را جاى پاى رسول خدا صلى الله عليه و آله به هنگام شب معراج مىدانستند . اين فرورفتگىها داراى نظم خاصى نيست ، ليكن مىتوان گفت : تقريباً در يك خط مستقيم قرار دارند . در ميان اين جاى پاها ، شكافى قرار دارد كه كسى نمىتواند
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 461
مساهمون: انصارى
ص٤٦١