« بوسفور » زيبا انداخت . اين دشت معروف به « وادى بيسان » بود كه برخى آن را « وادى ساسابان » مىگفتند كه از ايستگاه « صماخ » « 1 » كه متعلق به تيول سلطان عبدالحميد ( عثمانى ) بود آغاز مىگرديد . اين دشت داراى پنجاه دهكده بود كه سرزمين بسيار حاصلخيزى داشت و راه آهن از ميان آن عبور مىكرد . در اين قسمت آب فراوانى وجود داشت .
كشتزارهاى گندم ، به ارتفاع يك وجب از سطح زمين رشد كرده بود . تيول پادشاه ، تا ايستگاه « عفوله » ادامه داشت و به محض آن كه از آن جا عبور نموديم ، ساختمانهاى « حيفا » آشكار گرديد .
پيش از آن كه به « حيفا » برسيم ، در چند كيلومترى آن و در سمت چپ خويش ، فضاى گستردهاى را ديديم كه جمعيت فراوانى خود به استقبال از امير بزرگ ما گرد آمده بودند . به هنگام عبور قطار از سوى افراد ياد شده ، غريو شادى و هلهله بلند بود . پس از چندى قطار به سكوى ايستگاه - كه با پرچمهاى فراوانى آراسته گرديده بود - رسيد . بر روى اين سكو ، گروه بسيارى از بزرگان شهر كه در پيشاپيش آنان ، مأمورين دولت ( ارتشيان ) ، درباريان ، كنسولهاى دولتهاى خارجى و علما كه در آغاز آنان جناب قاضى ، مفتى و امين الاشراف ، ايستاده بودند . جناب استاندار و جانشين وى و فرمانده ( قومندان ) نيروهاى ارتشى ، در حال آماده باش و سلام نظامى در اين جايگاه ايستاده بودند .
هنگامى كه قطار ويژه از حركت باز ايستاد ، توپها به صدا درآمد و گروه موزيك ، سلام خديوى را نواخت . در اين هنگام استاندار از قطار بالا رفته و پس از سلام نظامى ، به
هامش
( 1 ) . در نزديكى آن جا دهكده « حطين » معروف وجود دارد كه جنگ مشهور ميان صلاح الدين ايوبى وصليبيان در سال 583 هجرى در آن جا اتفاق افتاده است كه اين جنگ با پيروزى صلاح الدين خاتمه يافت ؛ اين پيروزى آغازى بر موفقيتهاى بعدى او در جنگها بود . دهكدهء ديگرى كه در نزديكى « حطين » وجود دارد و گفته مىشود : قبر « شعيب » پيامبر صلى الله عليه و آله نيز در آن جا قرار دارد ، دهكدهء « خياره » مىباشد . « صماخ » درياچهاى مشرف بر درياچهء « طبريه » است كه تورات به نام « بحر الجليل » از آن ياد كرده است . اين درياچه از بزرگترين درياچههاى سوريه به شمار مىآيد كه طول آن از شمال به جنوب ، 14 مايل است و عريضترين قسمت آن در عرض 8 مايل مىباشد .