هامش
مىكردهاند . ثمود قومى از عربها بوده كه بنا به گفتهء برخى از تاريخ نگاران ، ريشه و اصل و نسب آنان از يمن بوده است . ثموديان پس از سيل « عرم » ، از آن جا هجرت نمودند و به سوى شمال شبه جزيرهء عرب ، روى آوردند . خانههاى آنان در حضرموت ، در نزديكى خانههاى قوم عاد بوده است . آنان آثارى را كه در « علا » با خط مسند ( حميرى ) باقى مانده است ، گواه بر اين گفته مىدانند . « مقريزى » به هنگام سخن دربارهء « أيله » مطالبى را ذكر نموده كه به صورت فشرده در اين جا براى شما بازگو مىنماييم :
« بزرگ حمير « ابن سبأ بزرگ » ، فرمان داد تا به علت ظلم و ستمى كه قوم ثمود بر مجاورين و همسايگان خود در يمن نمودهاند ، از آنجا اخراج نمايند . پس از آن آنان از « أيله » به سوى « ذات الآصال » ( در اطراف نجد ) آمدند و در آنجا سنگها را شكافتند و در دل كوهها براى خود مسكن مستحكم به وجود آوردند .
سپس كبر وغرور آنان را گرفت وطغيان نمودند . در اينهنگام پروردگار ، صالح پيامبر صلى الله عليه و آله را ، به سوى آنان گسيل نمود . اينقوم ، حضرت صالح را تكذيب كردند و از او درخواست نمودند كه ناقهاى را از صخرهاى درآنجا پديدآورد . آنحضرت بهفرمان پروردگار ، خواستهءآنان راعملى كرد ، ليكن آنان ناقه را سر بريدند .
در اين هنگام ، پروردگار با صيحهاى آنان را در ديارشان هلاك نمود .
برخى گفتهاند : « ثموديان » از « عماليق » شمال بودهاند كه از عراق به شهر « بطره » هجرت كردهاند و داراى حكومت گستردهاى در قرن چهارم پيش از ميلاد بودهاند . آنان آثار خط « آرامى » - كه خط « نبطىها » به شمار مىآمد - را كه در شكاف كوهها يافتهاند ، گواه بر اين گفته مىدانند .
برخى ديگر از تاريخ نگاران ، عقيده دارند كه « ثموديان » اين خطوط را ننوشتهاند ، بلكه پس از آن كه دولت و قدرت آنان رو به سستى و ضعف نهاد ، تابع قدرت « نبطىها » در قرن دوم يا اول پيش از ميلاد درآمدند و به حكم غلبهء زبان متبوع بر تابع ، از آن دوران به يادگار مانده است . اين جانب معتقدم كه آنان ريشهاى از رعيتهاى عرب داشتهاند كه از سوى پادشاه « تحوتمس » ، در سال 2050 پيش از ميلاد ، رانده شدند . آنان تراشيدن كوهها و صخرهها را از مصريان ، آموختند . خداوند مىفرمايد :وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ( فجر ، 9 ) يعنى ثموديانى كه صخرهها را در صحرا تراشيدند . آنان به سوى منطقهاى در ميان « حجر » و « مدينه » آمده و در آن جا اقامت گزيدند ، سپس در آن جا دولتى قدرتمند به وجود آوردند . از آن پس پروردگار ، « صالح » پيامبر صلى الله عليه و آله را به سوى آنان روانه ساخت ، به طورى كه در اين باره در سورهء اعراف مىفرمايد :وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ * وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ * قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ * قالَ