به آن حمله كردند و آن را فتح نمودند . از اين پس ، دولت عرب از ميان برداشته شد . اين واقعه ، به هنگام پادشاهى « حجربن عمرو » صورت پذيرفت .
هنگامى كه « هِرَقْل » ، براى بازپس گرفتنِ سوريه از ايرانيان ، قيام كرد ، « جبلةبن ايهم » - از غسانيان - ظهور نمود . او ، همان كسى است كه به همراه گروهى از اشراف و بزرگان قوم خود ، بر عمربن خطاب وارد شد و همگى مسلمان گرديدند .
گفته مىشود : « وى هنگامى كه بر گِرد كعبه طواف مىنمود ، شخصى اعرابى پا بر روى پيراهن او گذاشت در اين هنگام ، « جبله » سيلى به صورتِ او نواخت ؛ اعرابى شكايتِ خود را نزد عمر بُرد . خليفه ، او را نزد خود خواست و رضايت اعرابى يا قصاص را ، در ميان آن دو حكم نمود . « جبله » از اعرابى درخواست نمود كه به او فرصت دَهَد تا در اين باره تصميم بگيرد ، پس شبانه به سوى فلسطين حركت كرد و از راه دريا ، خود را به قسطنطنيه رسانيد و تا زمان مرگ در آنجا اقامت نمود .
غسانيان ، داراى آثار ساختمانى بى شمارى در سرزمين شام ، به ويژه در « اذرح » ، و « نجران » ، و « معان » بودند . از ميان كاخهاى آنان مىتوان كاخ صَرْحالغدير ، قصرالابيض ، قصرالمشتى ، قلعةالزرقاء و قصر منار را نام برد .
به تازگى ، آثار ديگرى از اين كاخها را در « حوران » ، به دست آوردهاند .
عدنانيان
پس از آنكه حضرت اسماعيل عليه السلام به مكه آمد ، در آن جا ازدواج نمود و داراى دوازده فرزند گرديد ؛ اين فرزندان ، همواره در حال ازدياد و افزايش بودند كه آنان را « اسماعيليه » مىناميدند . پس از بيست نسلِ او ، نوادهاش « عدنان » به دنيا آمد . عدنان داراى فرزندى به نام « معد » گرديد و معد فرزندى به نام « نزار » داشت كه نزار نيز داراى فرزندانى به نام « انمار » ، « مضر » ، « قضاعه » ، « ربيعه » و « اياد » گرديد . خداوند نسل عدنان را مبارك گردانيد و عرب عدنانيه از آن به وجود آمدند . در آغاز ، مسكن اين پنج تيره در اطراف مكّه بود تا اينكه بر اثر ضرورت زندگانى و طلب رزق ، هر يك از آن تيرهها به طرَفى از جهات جزيرةالعرب رو كردند ، تيرهء « قضاعة » به سوى نجد حركت كرد و داراى تيرههاى