اين چتر در نزد فاطميان سايبان ناميده مىشد كه حامل آن يكى از بزرگان قوم بود و همواره داراى جايگاه و مقام ويژهاى بوده است ، كه نام حامل سايبان از مقامى و الا برخوردار بوده است و برخى نيز آن را حامل « قبه » مىناميدهاند . اين جانب در تاريخ سودان نوشتهء « شقير بك » در قسمت سخن دربارهء دارفور خواندم ، كه : امير آن « على بن دينار » به هنگام جشنهاى رسمى با چنين كاروانى عزم حركت مىكند . اينك متن عبارت آن كتاب را تحت عنوان « كاروان سلطان » به نظر شما مىرسانم :
« دو ساعت پيش از ظهر سلطان بر اسب زين طلايى خود سوار شد و در پيشاپيش او سربازان پياده نظام كه حامل اسلحههاى آتشين بودند به حركت درآمدند پس از او گروهى از خواجهها بودند در حالى كه سوار بر اسب بودند . ميان او و خواجهها تعدادى اسبهاى زين شده و زيبا قرار گرفته بود كه به وسيلهء مهترانى در يك صف واحد به حركت درمىآمدند . در يك طرف سلطان نيز همواره شخصى پياده قرار مىگيرد كه به صورت متناوب حمل سايبان را به عهده داشت و آن چنان آن را حمل مىنمود كه سلطان و اسب او را زير آن قرار مىداد ؛ اين سايبان از تار و پود طلايين بافته شده بود كه زمينه آن ابريشم رنگارنگ بود ، به طورى كه هر قسمت از آن ، به رنگى آذين گرديده بود . اطراف سايبان داراى ريشههاى آويزان از نخهاى زرين بود و داراى دستهاى بلند از چوب مستحكمى بود كه به وسيلهء پارچههاى رنگينى پوشيده شد بود ، به طورى كه هر وجب از دستهء سايبان به رنگى ديده مىشد » .
سفر حاجيان از مكه
حاجيان همواره پس از خارج شدن از عرفات و ورود به مكه ، در انتظار صدور فرمان حركت از سوى شريف بودند كه غالباً اين اجازه پس از يك هفته از مراجعت آنان به مكه صادر مىگرديد . منظور از تأخير اين اجازه از سوى شريف ، رواج بيشتر داد و ستد و تجارت در اين شهر مىباشد . هنگامى كه اين فرمان صادر گردد هر شخص ابتدا به