نظامى آن صرف نموده بود . هنگاميكه فرمان خليفه مجدداً صادر گرديد ارتشى را به فرماندهى فرزندش « طوسون پاشا » مجهّز كرد و به سوى « ينبع » فرستاد ؛ اين لشكركشى در رمضان سال 1226 هجرى اتفاق افتاد در اين حمله پس از تصرف « ينبع » بدون هيچگونه مشكلى تا « صفراء » و حتّى بعد از آن پيش رفتند . در اين مكان درگيرى ميان آنان و « عثمان مضايفى » - حاكم طايف كه از سوى « سعود » تعيين گرديده بود - درگرفت .
او كه جمع بى شمارى از وهّابيان را همراه داشت ارتش مصر را شكست داد و جمعِ آنان از هم پاشيد ، آنچنانكه « طوسون » به « قصير » رفت و در آنجا به انتظار دستور پدر باقى ماند .
در محرم سال 1227 هجرى « محمدعلى » سپاه ديگرى را آماده كرد و از راه دريا به سوى « ينبع » فرستاد و به « طوسون پاشا » نيز دستور داد كه به سوى آنها برود و آنان را رهبرى نمايد . در ماه صفر سپاه ديگرى را آماده كرد و به فرماندهى « صالح آغا سلحدار » از راه خشكى به اين ديار فرستاد . از آن پس همچنان سربازان و ذخاير جنگى خود را از راه خشكى و دريا به « ينبع » مىفرستاد و در آن جا نيروى عظيمى به وجود آورد . در اين هنگام « طوسون » نيز با شريف مكاتبه داشت و در مسايل مختلف نظر او را خواستار مىشد و راهنماييهاى او را عملى مىساخت . همچنين يكى از اقدامات وى اين بود كه به سوى بزرگان « حرب » پيك فرستاد و به هنگام ورود آنها استقبال گرمى از آنان به عمل آورد و اموال و خلعتهاى فراوانى در اختيار آنان قرار داد و سپس همگى در خدمت او حركت كردند و در ماه ذىالقعده به مدينه منوره وارد گشتند و كليهء وهّابيان را از آن شهر اخراج نمودند . گروهى ديگر از لشكريانى كه در « ينبع » حضور داشتند از راه دريا رو به سوى « جدّه » نهادند و بدون هيچگونه مزاحمتى بدان شهر وارد گرديدند . هنگاميكه سربازان وهّابى از اين پيروزى اطلاع يافتند مكّه را ترك كرده و قلعهها را خالى نمودند .
سپس گروهى از سربازان مصرى ، از جدّه به مكّه عزيمت كردند و به هنگام ورود به آن شهر با احترام و تكريم فراوان از سوى « شريف غالب » مورد استقبال قرار گرفتند . آنان نيز پس از ورود كليهء قلعه ها را به تصرف خويش درآوردند و هنگاميكه اين خبر به گوش سربازان وهّابى مستقر در طائف رسيد همگى آنجا را به سوى « درعيه » ترك گفتند . از آن
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: انصارى
ص٢٠٠