در آن راه ندارد و هر چه تقدير او است همان شدنى است ) .
46
قول لا اعلم نصف العلم : اين كه ( آنچه را كه نمى دانى ) گوئى ندانم نيمى از دانستن ( و از رنج آن دانش و پرسش آن آسوده زيستن ) است .
47
قلّ من عجل الّا هلك : كم كسى ( در كارها ) شتاب كرد كه نابود نشد .
48
قلّ من صبر الّا ملك : كم كسى شكيبائى گزيد جز آنكه ( مقصد را ) مالك شد .
49
قلّ من صبر الّا قدر : كم كسى صبر كرد جز آنكه ( بر مراد ) توانائى يافت .
50
قلّ من صبر الّا ظفر : كم كسى شكيبائى گزيد جز آنكه پيروز شد .
51
قيمة كلّ امرء عقله : ارزش هر كس باندازهء عقل او است .
52
قدر المرء على قدر فضله : رتبه و جاه مرد باندازهء فضل و كمالش مىباشد .
53
قدر كلّ امريء ما يحسنه : قدر و بهاى هر كس ( باندازهء نيكوكاريهاى او ) و چيزى است كه او را نيكو سازد .
54
قلّة العفو اقبح العيوب و التّسرّع الى الانتقام اعظم الذّنوب : زشت ترين عيبها كم گذشتى و بسوى انتقام شتافتن بزرگترين گناهان است .
55
قلّة الكلام تستر العيوب و تقلّل الذّنوب كم گفتن عيبها را مى پوشاند و گناهان را كم مى سازد
56
قلّة الأكل تمنع كثيرا من اعلال الجسم : كم خوراكى بسيارى از بيمارى هاى تن را جلوگيرى مىكند .
57
قطيعة الرّحم تجلب كثيرا من النّقم : از خويشاوند بريدن بسيارى از گرفتاريها را جلب مىكند .
58
قلّة الكلام تستر العوار و تؤمن العثار : كم گفتن ننگها را مى پوشاند و شخص را از لغزشها بر كنار مى دارد .
59
قلّة الخلطة تصون الدّين و تريح من مقارنة الأشرار : با مردم كم آميختن دين را نگه مى دارد و شخص را از نزديك شدن با بدان آسوده مى سازد .
60
قليل العلم مع العمل خير من كثير بلا عمل :