النّبيّين و رضى الرّبّ و تعرّض للرّحمة شب خيزى ( براى نماز شب و راز و نياز با خدا ) باعث تندرستى و تمسّك باخلاق پيمبران و سبب خوشنودى پروردگار و خود را در معرض آمرزش خدا در آوردن است ( اين جملهء فوق در غرر الحكم نيست از محاسن برقى بخاطر داشتم نقل شد ) .
84
و قال عليه السّلام فى توحيد اللّه : قريب من الأشياء غير ملابس بعيد منها غير مباين ( پروردگار جهان ) به همه چيزها نزديك است ، بدون نزديكى به آنها و از همه چيزها دور است بدون اين كه از آنها دور باشند
85
قوّ ايمانك باليقين فانهّ افضل الدّين : ايمانت را بوسيلهء يقين استوار دار زيرا كه آن برترين دين است .
86
قاتل هواك بعلمك و غضبك بحلمك : هواى نفست را با دانشت بكش و خشمت را با بردباريت فرونشان .
87
قضاء اللّوازم من افضل المكارم : اداى آنچه كه لازم است از برترين بزرگيها است .
88
قارب النّاس فى اخلاقهم تأمن غوائلهم : در خلق و خوها با مردم نزديك شو تا از هلاك كردنهاى ناگهانيشان ( و كار شكنيهاى آنان ) ايمن باشى
89
قبح الحصر خير من حرج الهذر : زشتى از سخن ماندن خوشتر تا در تنگناى ياوه گوئى گير كردن
90
قادم الشّهوة بالقمع لها تظفر : با كندن ريشهء شهوت با آن شهوت بجنگ پيروز مى شوى
91
قدّموا بعضا يكن لكم نفعا و لا تخلّفوا كلّا فيكون عليكم : از آنچه داريد پارهء پيش فرستيد تا شما را سود دهد و هر چه داريد براى ديگران نگذاريد كه اين كار ( سخت ) بزيان شما است .
92
قارن اهل الخير تكن منهم و به اين اهل الشّرّ تبن عنهم : با نيكان بياميز تا از آنان باشى از بدان بگريز تا از آنان جدا باشى .
93
قصّر الأمل فانّ العمر قصير و افعل الخير فانّ يسيره كثير : آرزو را كوتاه گير كه عمر ( بسى ) كوتاه است و كار نيك بجاى آر كه كمش هم بسيار است .
94
قوام العيش حسن التّقدير و ملاكه حسن التّدبير : پايهء زندگانى بر حسن تقدير ( و تطبيق و توافق دادن دخل و خرج با هم ) است و بنياد آن زندگى يا آن حسن تقدير بر نيك انديشى و تدبير درست است