آخرت است ) .
31
قدر الرّجل على قدر همتّه و علمه على قدر نيتّه : مرد قيمتش به قدر همّتش و علمش باندازهء نيّتش مىباشد ( هر چه همّت مرد بلندتر پايهاش والاتر و هر چه نظرش بالاتر دانشش بيشتر خواهد بود ) .
32
قليل يفتقر اليه خير من كثير يستغنى عنه كمى كه انسان نيازمند آن باشد ( و رفع حاجت كند ) بهتر از بسيارى است كه انسان بى نياز از آن باشد
33
قليل يخفّ عليك عمله خير من كثير يستقلّ عمله : كمى كه كار كرد ( و حساب ) آن بر تو سبك باشد بهتر از بسيارى است كه حساب و كارش بر تو سنگين باشد .
34
قلّة الشّكر زهد فى اصطناع المعروف : كم سپاسى ( از نيكوكاران ) در به كار بستن نيكيها زهد ورزيدن و خود را از آن كنار كشيدن است ( و انسان براى رواج كار نيكيها بايد از نيكان سپاسگذارى كند )
35
قلّة الأكل من العفاف و كثرته من الأسراف كم خوراكى از پاكدامنى و پرخورى از تندروى و اندازه نگه نداشتن است .
36
قلّة الاسترسال الى النّاس احزم : پيك و فرستاده را كمتر بسوى مردم فرستادن ( و از خلق چيزى خواستن ) هوشمندانهتر است .
37
قلّ من اكثر الطّعام فلم يسقم : كم اتّفاق افتد كه كسى پرخور باشد و بيمار نشود .
38
قليل يكفى خير من كثير يطغى : كمى كه بس باشد به از بسيارى كه سركشى آرد .
39
قليل ينجى خير من كثير يردى : كمى كه رهائى دهد به از بسيارى است كه ( حملش انسان را ) درهم شكند و از راه بدر برد .
40
قيمة كلّ امرء ما يعلم : ارزش هر كس باندازهء دانش او است .
41
قدّ احسانك تغتنم : نيكيت را بشكاف و آشكار كن ( و از دوستى مردم ) بهره مند شو .
42
قوّم لسانك تسلم : زبانت را به بند سالم باش
43
قرين الشّهوات اسير التّبعات : همدم شهوتها در بند گرفتاريها است .
44
قرين المعاصى رهين السّيّئات : همنشين گناهان در گرو زشتيها است .
45
قضاء مبرم و علم متقن : خواست خدا مستحكم و علمش علمى است استوارتر ( كه چون و چرا