بنافرمانى خداى قيام ميكنند بلكه معصيت كاران نزد خلق محترم تراند ) .
103
قد كثر الكذب حتّى قلّ من يثق به : دروغ تا آنجا بسيار گرديده است كه ديگر مرد مورد اطمينان بسيار كم شده است .
الفصل الحادى و الستون حرف القاف باللفظ المطلق
ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف القاف باللّفظ المطلق قال عليه السّلام فصل شصت و يكم از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف قاف بلفظ مطلق آن حضرت فرمودند
1
قرنت الحكمة بالعصمة : حكمت و پاكدامنى وابسته بهم اند ( و هر جا اين برود آن هم مى رود ) .
2
قرنت الهيبة بالخيبة : هيبت و بزرگوارى با ناكامى بهم بستهاند ( و شكوه و دور باش بزرگان مانع از ورود آنان در هر كارى است ) .
3
قرن الحياء بالحرمان : شرم و حيا با نا اميدى نزديك است .
4
قرن الاجتهاد بالوجدان : كوشش و يافتن نزديك بهم اند .
5
قرن الأكثار بالملل : پرگوئى و خستگى مردم بهم نزديك اند .
6
قرن الطّمع بالذّلّ : طمعكارى و خوارى بهم نزديك اند .
7
قرن القنوع بالغنى : قناعت و توانگرى بهم بستهاند .
8
قلّ ما تصدق الآمال : كمتر اتّفاق افتد كه آرزوها درست از كار در آيند .
9
قرن الورع بالتّقى : پارسائى و خداترسى بهم بستهاند .
10
قرنت المحنة بحبّ الدّنيا : رنج و درد و دوستى دنيا بهم بستهاند .
11
قلّ ما يعود الأدبار اقبالا : كمتر اتّفاق افتد كه برگشت روزگاريش پيش آمدن باشد .
12
قلّ ما ينصف اللّسان فى نشر قبيح أو احسان كمتر اتّفاق افتد كه زبان و در افشاندن و انتشار زشت و زيبا به راه انصاف رود .
13
قلّ ما تدوم مودّة الملوك و الخوّان : كمتر اتّفاق افتد كه دوستى پادشاهان و دوستان پايدار ماند .