35
علّة الكذب شرّ علّة و زلّة المتوقّى اشدّ زلّة : رنج دروغگوئى بدترين رنجها و لغزش شخص خويشتن دار سخت ترين لغزشها است .
36
عزّ اللّئيم مذلّة و ضلال العقل اشدّ ضلّة : ناكس عزّتش خوارى است و گمراهى عقل سخت ترين گمراهى است .
37
عنوان العقل مداراة النّاس : نرمى و مداراى با مردم نشانهء خردمندى است .
38
عنوان النّبل الإحسان الى النّاس : نيكوئى با مردم نشانهء راست روى است .
39
عضّوا على النّواجد فانهّ انبأ للسّيوف عن الهام ( سربازان رشيدم بهنگام گير و دار ) دندانها را به روى هم بيفشاريد زيرا كه اين كار كاسهء سر را در پيش شمشيرها نگهدارندهتر و سخت كنندهتر است ( گذشته از اين دل دشمن را مى لرزاند و بازويش را سست مىكند ) .
40
عقوبة الكرام احسن من عقوبة اللّئام كيفر كشيدن از بزرگان بهتر از كيفر كشيدن از ناكسان است ( زيرا آن به نيروى بزرگى و جوانمردى مى گذرد و اين از ناكسى و پستى فراموش نمى كند و فتنهها بر پا مى نمايد )
41
عقوبة الغضوب و الحقود و الحسود تبدء بانفسهم : كيفر كشيدن اشخاص غضبناك و كين توز و رشكبر ( زشتى و نتيجهاش ) بخودشان باز مى گردد .
42
عثرة الاسترسال لا تستقال : لغزش آن كس كه نفس را رها كرده است ( چنان لغزشى است كه ) برگردانى نيست ( و ستور نفس بالأخره او را بدرهّء نيستى پرتاب مىكند ) .
43
عمل الجاهل و بال و علمه ضلال : نادان كارش بى سرانجامى و علمش گمراهى است .
44
عقوبة العقلاء التّلويح : خردمندان ( بدى بدكار را ) با اشارت و كنايتى پاداش مى دهند
45
عقوبة الجهلاء التّصريح : بيخردان بدى را آشكارا برخ انسان مى كشند .
46
عقبى الجهل مضرّة و الحسود لا تدوم له مسرّة : نادانى پايانش زيانكارى است و رشكبر شاديش پايدار نيست ( و هميشه در آتش سوزان و گدازان است ) .
47
عدل السّلطان حياة الرّعيّة و صلاح البريّة : دادگرى پادشاه سبب زندگى ملّت و