تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١

35

علّة الكذب شرّ علّة و زلّة المتوقّى اشدّ زلّة : رنج دروغگوئى بدترين رنجها و لغزش شخص خويشتن دار سخت ترين لغزشها است .

36

عزّ اللّئيم مذلّة و ضلال العقل اشدّ ضلّة : ناكس عزّتش خوارى است و گمراهى عقل سخت ترين گمراهى است .

37

عنوان العقل مداراة النّاس : نرمى و مداراى با مردم نشانهء خردمندى است .

38

عنوان النّبل الإحسان الى النّاس : نيكوئى با مردم نشانهء راست روى است .

39

عضّوا على النّواجد فانهّ انبأ للسّيوف عن الهام ( سربازان رشيدم بهنگام گير و دار ) دندانها را به روى هم بيفشاريد زيرا كه اين كار كاسهء سر را در پيش شمشيرها نگهدارنده‌تر و سخت كننده‌تر است ( گذشته از اين دل دشمن را مى لرزاند و بازويش را سست مىكند ) .

40

عقوبة الكرام احسن من عقوبة اللّئام كيفر كشيدن از بزرگان بهتر از كيفر كشيدن از ناكسان است ( زيرا آن به نيروى بزرگى و جوانمردى مى گذرد و اين از ناكسى و پستى فراموش نمى كند و فتنه‌ها بر پا مى نمايد )

41

عقوبة الغضوب و الحقود و الحسود تبدء بانفسهم : كيفر كشيدن اشخاص غضبناك و كين توز و رشكبر ( زشتى و نتيجه‌اش ) بخودشان باز مى گردد .

42

عثرة الاسترسال لا تستقال : لغزش آن كس كه نفس را رها كرده است ( چنان لغزشى است كه ) برگردانى نيست ( و ستور نفس بالأخره او را بدرهّء نيستى پرتاب مىكند ) .

43

عمل الجاهل و بال و علمه ضلال : نادان كارش بى سرانجامى و علمش گمراهى است .

44

عقوبة العقلاء التّلويح : خردمندان ( بدى بدكار را ) با اشارت و كنايتى پاداش مى دهند

45

عقوبة الجهلاء التّصريح : بيخردان بدى را آشكارا برخ انسان مى كشند .

46

عقبى الجهل مضرّة و الحسود لا تدوم له مسرّة : نادانى پايانش زيانكارى است و رشكبر شاديش پايدار نيست ( و هميشه در آتش سوزان و گدازان است ) .

47

عدل السّلطان حياة الرّعيّة و صلاح البريّة : دادگرى پادشاه سبب زندگى ملّت و