تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
شهوت از بندهء زر خريد خوارتر است ( چون بندهء شهوت در قيامت گرفتار است ) .

14

عبد المطامع مسترقّ لا يجد أبدا العتق بنده طمعكاريها اسير و برده ايست كه هيچگاه آزارى ندارد .

15

عبد الشّهوة اسير لا ينفكّ اسره : بندهء شهوت اسيرى است كه اسيرى از وى جدا نمى شود .

16

عار الفضيحة يكدّر حلاوة اللّذّة : ننگ رسوائى ( آخرت ) شيرينى لذّت ( دنيا ) را تيره مىكند .

17

علّة المعاداة قلّة المبالات : سبب دشمنى ( با خدا و خلق ) بى باكى است .

18

عبد الحرص مخلّد الشّقآء : بندهء حرص و آز هميشه بدبخت است .

19

عبد الدّنيا مؤبّد الفتنة و البلاء : بندهء دنيا همواره در فتنه و گرفتارى است .

20

علّموا صبيانكم الصّلوة و خذوهم بها اذا بلغوا الحلم : كودكان تان را نماز ياد دهيد و همين كه آنها بحدّ بلوغ و احتلام رسيدند به كار نمازشان واداريد .

21

عادّة النّبلاء السّخاء و الكظم و العفو و الحلم : خوى راست روان بر بخشش و فرو خوردن خشم و گذشت از گناه و بردبارى است

22

عمى البصر خير من كثير من النّظر : نابينائى بهتر از بسيار نظر كردن ( بنواميس مردم و محرّمات الهى ) است .

23

عزيمة الخير تطفى نار الشّرّ : نيك انديشى آتش شرّ را خاموش مىكند .

24

عظم الجسد و طوله لا ينفع اذا كان القلب خاويا : دل كه ( از ياد خدا و خدمت بخلق ) خالى باشد بزرگى و درازى تن سودى ندارد .

25

عباد مخلوقون اقتدارا و مربوبون اقتسارا و مقبوضون اختصارا : خداى را بندگانى چند است كه آنها از روى اقتدار آفريده شده‌اند و بدون آنكه از خود اختيارى داشته باشند تربيت گشته‌اند و بكوتاهى و آسانى گرفته شده‌اند ( و باشاراتى جان را از متنشان در مى كشند ) .

26

عرّجوا عن طريق المنافرة و ضعوا تيجان المفاخرة : مردم از راه تنفّر و سركشى فرود آيند و تاجهاى كبر و نازش را از سر فرو نهيد ( و اين خطبه‌ايست كه حضرت در اثر تحريكات ابو سفيان