تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
ايراد فرمودند شرحش جاى ديگر گذشت .

27

عاشر أهل الفضل تسعد و تنبل : با دانشمندان بياميز تا خوشبخت و درست كردار گردى .

28

عمارة القلوب فى معاشرة ذوى العقول : آبادى دلها در اين است كه با خردمندان نشست و برخاست كند .

29

عين المحبّ عمية عن معايب المحبوب و اذنه صمّاء عن قبح مساويه : چشم عاشق از ديدن عيوب معشوق نابينا و گوشش از شنيدن بدى زشتيهايش كراست .

30

عرف اللّه سبحانه بفسخ العزائم و حلّ العقود و كشف البليّة عمّن أخلص النّيّة : خداوند سبحان و بزرگ شناخته مىشود بدرهم شكستن عرفها و باز كردن بسته‌ها و بر طرف كردن گرفتاريها از كسى كه نيّتش را پاك گرداند ( و كليهّ امور را از جانب او داند )

31

عداوة الأقارب أمضّ من لسع العقارب دشمنى كردن خويشاوندان سوزشش از گزيدن عقربها بيشتر است .

32

عاودوا الكرّ و استحيوا من الفرّ فانهّ عار فى الأعقاب و نار فى يوم الحساب رو بجنگ آوردن را تكرار كنيد و از فرار و گريز شرم داريد زيرا كه اين گريز از جنگ ننگ براى بازماندگان است و در روز حشر آتش دوزخ را در پى دارد .

33

و قال عليه السّلام فى حقّ من ذمهّ : عاش ركّاب عشوات جاهل ركّاب جهالات : و آن حضرت عليه السّلام در باره كسى كسى كه او را نكوهش ميكرد فرمود : ( آن قاضى دنيا پرست ) پوشيده چشمى است كه بر شتران كورسوار است نادانى است كه بر مركب هاى نادانى سوار گرديده است ( روايات را از هم مى پاشد همچنان كه ياد گياههاى خشك را تا مگر رشوهاى كلان بچنگ آرد و بر نادانيهاى خويش پرده پوشد ) .

34

عاد على نفسه مزيّن لها سلوك المحالات و باطل التّرهات : ( آن قاضى ) بر نفس خويش ستم كننده است رفتن راههاى محال و مشكل را براى نفسش مى آرايد و آن را بافسانه‌هاى پوچ و هيچ زينت مى بخشد ( چون جائى را كه حقّ ديگرى است اشغال كرده است لذا مغلطه مىكند و سفسطه ميبافد
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 500 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي