شناخت اين كه براى سراى باقى كار كند .
8
ينبغي لمن عرف شرف نفسه ان ينزّهها عن دنائة الدّنيا : سزاوار است براى كسى كه بزرگوارى و جاه خويش را شناخت اين كه نفس خويش را از پستى و آلودهگى دنيا پاكيزه سازد .
9
ينبغي لمن عرف سرعة رحلته ان يحسن التّأهّب لنقله : سزاوار است براى كسى كه زود رفتنش را از جهان شناخت به اين كه ساز و برگ رفتنش را نيكو تهيهّ بيند .
10
ينبغي للعاقل ان يقدّم لأخرته و يعمر دار اقامته : مرد خرد را سزد كه زاد و توشه براى آخرتش پيش فرستد و سراى ماندنش را آباد سازد .
11
ينبغي لمن علم سرعة زوال الدّنيا ان يزهد فيها : سزاوار است كسى كه دانست كه دنيا با چه تندى و شتابى از بين مى رود اين كه كناره گيرى را در آن بگزيند .
12
ينبغي لمن ايقن ببقاء الأخرة و دوامها ان يعمل لها : سزاوار است براى كسى كه يقين بپايدارى و دوام آخرت دارد اين كه براى آخرت كار كند .
13
ينبغي لمن عرف اللّه سبحانه ان يرغب فيما لديه : سزاوار است براى كسى كه خداوند پاك را شناخت به اين كه آرزومند آنچه كه نزد او است باشد . ( اين جمله را بمناسبت مقام از كتاب مطالب السّؤال محمّد بن طلحه شافعى تيمّنا نقل مى نمايم ) .
14
ينبغي للعالم ان يكون صدوقا ليؤمن على ما قال و ان يكون مشكورا ليستوجب المزيد و ان يكون حمولا ليستحقّ السّيادة و ان يعمل بعلمه ليقتدى النّاس به : سزاوار است كه مرد دانشمند و عالم راستگو باشد تا اين كه بر آنچه كه مى گويد ايمن باشد ( و مردم از وى باور دارند ) و اين كه شاكر باشد تا اين كه در خور فزونى و زيادتى نعمت علم گردد و بردبار باشد تا اين كه سزاوار سرورى شود و اين كه بعلمش عمل كند تا اين كه مردم ( در كار عمل براى آخرت ) به او اقتدا نمايند .
15
ينبغي لمن رضى بقضاء اللّه سبحانه ان يتوكّل عليه : سزاوار است كسى كه به قضاى خداوند سبحان راضى است اين كه بر او توكّل نمايد ( و او را در كارها يار و پشتيبان گيرد ) .
16
ينبغي لمن عرف نفسه ان لا يفارقه