و روشهاى زشت و ناپسنديده .
33
ينبغي للعاقل اذا علّم ان لا يعنّف و اذا علم ان لا يأنف : سزاوار است كه خردمند را هر گاه علمى را بوى بياموزند بگردنكشى نگرايد و هنگامى كه علم را او به ديگرى مى آموزد رخ نتابد و تنگدل نگردد .
الفصل الثامن و الثمانون حرف الياء بلفظ يستدل
ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف الياء بلفظ يستدلّ قال عليه السّلام فصل هشتاد و هشتم از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف ياء بلفظ يستدلّ آن حضرت فرمود
1
يستدلّ على ايمان الرّجل بالتّسليم و لزوم الطّاعة : بر ايمان مرد راه برده مىشود به اين كه فرمان خداى را گردن نهد و او امرش را ملازم باشد .
2
يستدلّ على عقل الرّجل بالعفّة و القناعة بر عقل و خرد مرد به اين راه برده مىشود كه خود را بزيور عفّت و قناعت آراسته دارد .
3
يستدلّ على عقل كلّ امرء بما يجرى على لسانه : بر عقل هر مردى راه برده مىشود به آن چه كه بر زبانش جارى مى گردد . ( كه كلام المرء دليل على عقله ) .
4
يستدلّ على الأدبار باربع بسوء التّدبير و قبح التّبذير و قلّة الاعتبار و كثرة الاغترار : به برگشت روزگار به چهار چيز استدلال مى گردد : بد بچارهء كار برخاستن ، مال را بزشتى و بى اندازه و بى جا خرج كردن ، بكم از دنيا عبرت گرفتن و به بسيار از دنيا فريب خوردن .
5
يستدلّ على العاقل باربع بالحزم و الاستظهار و قلّة الاغترار و تحصين الأسرار : بر خردمند راه برده مىشود بچار چيز بدور انديشى و يار و پشتيبان گرفتن و كمتر مغرور شدن به دنيا و نگهداشتن اسرار زندگى و دوستان .
6
يستدلّ على دين الرّجل بحسن تقواه و صدق ورعه : بدين مرد راه برده مىشود به اين كه تقوايش خوب و پارسائى و پرهيزكاريش درست باشد ( و ابن الوقت نباشد كه بنفع دنيايش فقط پارسا و با تقوا باشد ) .